تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
اگر ما يقين كرديم كه در فلان خمر اختلال ايجادشده ، و سكرش از بين رفته است ، آيا نمىتوانيم حرمت و يا عدم حرمت آن را استصحاب كنيم ؟ بله ، مطلب همين است كه شما فرموديد : يعنى در متن واقع فرقى در حكم عقل و شرع نيست ، همان‌طور كه عقل جهات دخيلهء در موضوع را مد نظر قرار دارد ، شرع هم اين جهات دخيلهء در موضوع را مد نظر قرار مىدهد و لذا اگر نگرانى حاصل مىشود از ناحيهء موضوع است ، و لكن ما در احكام شرعيّه مكلّف به واقعيات نيستيم ، بلكه ما موظف به لحاظ و رؤيت ظاهر دليل هستيم . فى المثل شارع فرموده : الخمر حرام و ديگر نفرموده الخمر المسكر حرام ، گرچه ممكن است فى الواقع هم سكر در حرمت خمر دخالت داشته باشد و شارع هم آن را مد نظر قرار داده باشد و لكن ما كارى با آن واقع نداريم و لذا مىگوئيم : اين مايع قبلا خمر بود و حرام ، اگرچه اكنون خاصيتش را از دست داده است ، لكن اكنون هم خمر است پس حرام است . روى اين محاسبات است كه گفته مىشود اجراى استصحاب در احكام شرعيّه جايز است . نكته : اگر تشخيص جهات دخيله در توان مكلفين باشد كه در بسيارى از موارد هست حرف جناب شيخ خيلى بر پايهء منطق استوار نخواهد بود . زيرا با تشخيص جهات دخيله ، موضوع حكم در حقيقت از بين رفته و حكمى وجود ندارد تا استصحاب شود . * جناب شيخ اگر اشكال شود كه بر اساس قاعدهء تطابق يعنى كلما حكم به العقل ، حكم به الشرع و بالعكس ، ملاك در حكم عقل و شرع يكى است . و لذا به محض اينكه شارع مىفرمايد : الصلاة واجبة ، عقل درمىيابد كه بله موضوع صلاة ملزماتى داشته كه شارع آنها را در نظر داشته و اين حكم را صادر فرموده است . حال : وقتى عقل حكم مىكند به اينكه : التصرف فى ملك الغير به غير اذنه ، قبيح ، از اين حكم عقل يعنى قبيح استكشاف مىكنيم كه : التصرف فى ملك الغير به غير اذنه حرام شرعا يعنى از روى قاعده ملازمه كه همان كلما حكم به العقل . . . باشد ، از قبح عقلى تصرّف مزبور ، كشف مىكنيم حرمت شرعى آن را . امّا پس از مدتى به شكّ مىافتيم كه آيا باز هم اين ملك ، ملك غير هست يا نه ؟ چرا كه ممكن است آن را هبه كرده باشد به ما و هكذا . . . و يا اينكه امكان دارد اجازهء تصرّف داده باشد به ما . حال سؤال ما اين است كه : شما در بحث قبلى فرموديد كه حكم عقل و يا به تعبير ديگر اين قبح عقلى را نمىشود استصحاب كرد ، چرا كه شكّ شما ، شكّ در موضوع است ، چطور در اينجا مىگوئيد :
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 239 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى