تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
است . 3 - و امّا مؤيّد و شاهد ديگرى كه از وجود مذكور صريح‌تر است ، فتواى صاحب رياض است كه مىگويد : اگر به هنگام حركت در مسير به تكه‌اى گوشت و يا يك پوست دور افكنده‌شده‌اى برخورديد و شكّ كرديد كه ميته است يا مذكّى ؟ مشهور گفته است كه ميته است . چرا ؟ به دليل اصالة عدم تذكيه . صاحب رياض در اينجا مىگويد : در اينجا نمىتوان حكم به نجاست اين گوشت و يا پوست نمود ، چرا كه اصالت عدم تذكيه كه يك استصحاب عدمى است ، حجت نيست . اين بحث صاحب رياض نشان‌دهنده اين است كه : عدميّات مورد بحث بوده‌اند . 4 - و امّا وجه و يا گواه ديگر ما بر مدّعايمان اين است كه : هر استصحاب وجودى توأم با يك استصحاب عدمى است ، چرا كه هر ايجابى سلبى دارد و هر سلبى ايجابى . - فى المثل : شما شكّ مىكنيد كه آيا زيد امروز زنده است يا نه ؟ استصحاب مىكنيد زنده بودن آن را كه اين يك استصحاب وجودى است ، در عين حال مىتوانيد استصحاب كنيد ، عدم موت زيد را . و يا فى المثل : اين اناء پاك بود ، اكنون هم پاك است ، كه اين يك استصحاب وجودى است و لكن مىتوانيد تبديلش كنيد به يك استصحاب عدمى و بگوئيد : اين اناء نجس نبوده اكنون هم نجس نيست . * جناب شيخ آيا چنين حقى وجود دارد كه بتوان استصحاب وجودى را تبديل به استصحاب عدمى كرد ؟ بر مبناى كسانى كه استصحاب را من باب ظنّ يعنى من باب امارات حجّت مىدانند ، بله مىتوان . فى المثل : زيد زنده است و لذا مسئول نفقهء اهلش مىباشد ، حال اگر در وجود او شكّ پيدا كنيم ، استصحاب كرده مىگوئيم : زيد نمرده بود ، اكنون هم نمرده است ، و لذا بايد نفقه زن و بچه‌اش را بدهد . و امّا بر مبناى كسانى كه استصحاب را از باب تعبّد حجّت مىدانند ، خير ، نمىتوان استصحاب وجودى را تبديل به استصحاب عدمى كرد ، چرا كه مىشود اصل مثبت ، كه حجّت نيست . * جناب شيخ حاصل بحث و نتيجهء آن چيست ؟ اين است كه : اگر بنا بشود كسانى كه استصحاب را من باب ظنّ حجّت مىدانند بگويند اصول
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 228 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى