بيان مثالى است كه مرحوم محقّق از باب تيمّم آورده مبنى بر اينكه : شخصى كه فاقد آب بود ، از روى اضطرار با تيمّم وارد نماز شد كه در اينجا ممكن است حالات مختلفى براى اين مصلّى پيش بيايد و آن اينكه :
1 - شايد تا آخر نماز هم به آب دسترسى پيدا نكند كه در اين صورت نمازش بدون اشكال صحيح است .
2 - و شايد در اثناء نماز آب پيدا شود و او امكان تجديد وضو نيز داشته باشد كه در اينجا بلااشكال بايد وضو ساخته و باقيماندهء عمل را ادامه دهد .
3 - و شايد در اثناء نماز براى يك لحظه آب پيدا شود و لكن در اثر ريختن و يا هر حادثهاى آب از بين برود .
حال سؤال اين است كه آيا جواز مضى بر نماز با حال تيمّم كه قبل از پيدا شدن آب بود اكنون هم ادامه دارد يا نه ؟
به عبارت ديگر آيا در اين صورت بقاء حالت مضى بر صلاة استصحاب مىشود يا نه ؟
مىفرمايد : كسانى كه قائل به حجيّت استصحاباند ، در اينجا استصحاب مىكنند بقاء تيمّم را و مىگويند قبل از اينكه آبى پيدا شود ، تيمّم داشتم و حقّ داشتم كه نمازم را بخوانم ، حال كه در اثناء نماز آب پيدا شده است و در اثر حادثهاى از بين رفته آيا تيمّم من منتقض شده است يا نه ؟
استصحاب مىكنم بقاء تيمّم را .
سپس مىفرمايد : تحقيق مطلب اين است كه آن حكمى كه قبلا ثابت شده بود : اگر دليلش استمرار آن را اقتضاء مىكند و دلالت دارد بر ثبوت الحكم مطلقا يعنى بدون تقييد به زمان خاصى ، در اين صورت برطبق ظاهر دليل فتواى داده و حكم مىكنيم به بقاء ما كان و الّا فلا يعنى : و اگر دليل دلالت بر دوام و استمرار حكم نداشت و اقتضاى دوام آن را نمىكرد ، در صورتى كه در بقاء آن حكم شكّ كنيد ، حقّ استصحاب بقاء نداريد . سپس مثال مىزند به باب عقد نكاح بدين معنا كه : وقتى عقد نكاح با همهء شرايطش منعقد گرديد ، سبب زوجيت شده و به دنبال آن آثار زوجيت كه عبارت باشد از استمتاعات برآن مترتب مىشود و اين حكم نيز مطلق است يعنى مقيّد به زمان خاصى نيست ، بلكه قابليت دارد كه تا دهها سال بماند ، مگر اينكه مزيل و رافعى از قبيل مرگ ، طلاق ، ارتداد و . . . حاصل شود .
بنابراين در اين حكم مقتضى براى بقاء زوجيت باقى است و لكن در زمان لا حقّ :
1 - گاهى يقين به ارتفاع پيدا مىكنيم و آن در فرضى است كه صيغهء معتبر طلاق با همهء
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 214
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢١٤