* تفاوت اين رطوبتهاى سهگانه در چيست ؟
1 - ودى رطوبتى است كه گاهى پس از خروج بول مشاهده مىشود .
2 - وذى رطوبتى است كه گاهى پس از خروج منى مشاهده مىشود .
3 - مذى رطوبتى است كه گاهى پس از ملاعبه خارج مىشود .
3 - و گاهى نيز علّت اين است كه : شكّ در رافعيت موجود از حيث اشتباه در مصداق است ، بدين معنا كه : چيزى در خارج موجود شده است و لكن ما نمىدانيم كه آيا اين موجود مصداق عنوان كلّى رافع هست يا نه ؟ درحالىكه معنا و مفهوم رافع براى ما روشن و معلوم است .
- فى المثل : شما مىدانيد كه بول رافع طهارت باطنيه است و لكن مذى ( بر خلاف فرض قبلى ) رافع طهارت نيست ، حال رطوبتى از شما خارج شده است ولى نمىدانيد كه آيا بول است يا مذى ؟ و لذا نمىدانيد كه آن طهارت باطنيه شما باقى است يا نه ؟
به عبارت ديگر : اگر شما شكّ داريد كه اين رطوبت موجود رافعيت دارد يا نه ؟ بخاطر اين است كه شكّ دارى و نمىدانى كه آيا مصداق بول است و يا مصداق مذى ؟ و لذا : شكّ شما ، شكّ در مصداقيت هذا الموجود است .
4 - و گاهى هم علّت اين است كه : شكّ ما در رافعيت موجود به جهت اشتباه در مفهوم است و نه اشتباه در مصداق ، يعنى معناى رافع براى ما روشن نيست و اين ابهام در مفهوم باعث شبهه در رافعيت شده است .
فى المثل : شما مىدانيد كه نوم يكى از مبطلات وضو است و لكن نمىدانيد كه آيا نوم شرعى نومى است كه غالب بر سمع و بصر هر دو مىباشد ؟ و يا نوعى هم كه تنها غالب بر بصر است و با چرت زدن نيز حاصل مىشود داخل در نوم شرعى است ؟
پس : در اينجا اين مفهوم نوم است كه اجمال دارد و لذا اكنون كه خفقه و يا چرتى بر شما عارض شده ، شكّ داريد كه آيا اين چرت موجود شده رافع طهارت باطنيه شما شده است يا نه ؟
الحاصل : شكّ در رافع به پنج نحو متصور است ، كه يك تصوّر آن مربوط به شكّ در خود رافع است و لكن چهار تصوّر آن مربوط به شكّ در رافعيت موجود است .
* مراد از ( و لا اشكال فى كون ما عد الشكّ فى وجود الرّافع محل للخلاف . . . ) چيست ؟
اين است كه : هم شكّ در وجود رافع محل نزاع و اختلاف است ، هم شكّ در وجود مقتضى ، اگرچه برخى از مثبتين خيال كردهاند كه شكّ در وجود مقتضى جاى خلاف نيست چه وجودا و چه عدما . بدين معنا كه عند الشك فى المقتضى ، قطعا استصحاب جارى نمىشود .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 204
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٠٤