تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
- فى المثل : قبلا وضو ساخته براى من طهارت باطنيه حاصل شده بود ، لكن اكنون شكّ دارم كه آيا رافعى از قبيل حدث از من خارج شده است تا جلوى ادامه وجود طهارت را بگيرد يا نه ؟ 2 - گاهى شكّ ما در رافعيت موجود است ، بدين معنا كه چيزى در خارج موجود شده است و لكن ما شكّ داريم كه آيا اين امر محقّق موجود ، رافع آن مستصحب هست يا نه ؟ البته خود شكّ در رافعيت موجود داراى چهار شعبه است و به تعبير ديگر علّت اينكه امرى موجود مىشود و ما در رافع بودن آن شكّ داريم چهار چيز است : 1 - گاهى علتش اين است كه شكّ ما در رافعيت موجود مسبب از تردّد مستصحب ميان دو امرى است كه اگر اين امر بود اكنون مرتفع شده بود و اگر آن ديگرى بود اكنون حتما باقى بود . به عبارت ديگر علّت مطلب اينست كه آن مستصحب سابق كه اكنون مىخواهيم آن را استصحاب كنيم وضعيتش روشن نيست ، كه آيا با اين امر موجود مرتفع مىشود يا نه ؟ - فى المثل : در ظهر روز جمعه اشتغال ذمّه به يك نمازى قبل از نماز عصر حاصل شده است قطعا و بدنبال آن بنده به عنوان مكلّف نماز ظهر هم مىخوانم ، لكن پس از نماز شكّ مىكنم كه آيا اين خواندن نماز ظهر ، آن اشتغال ذمّه به نماز را برمىدارد يا نه ؟ چرا ؟ زيرا نمىدانم كه مستصحب يعنى اشتغال ذمّه به چيست ؟ اگر اشتغال ذمّه به ظهر بوده باشد ، قطعا اين امر موجود مىتواند رافع آن باشد و اگر اشتغال ذمّه به جمعه بوده باشد ، اين امر موجود رافعيت نداشته و اشتغال ذمّه همچنان باقى است . منتهى ترديد در بقاء اشتغال ذمّه به خاطر ترديد در رافعيت موجود است . 2 - گاهى نيز علّت اينست كه : شكّ در رافعيت موجود از جهل به صفت اين موجود سرچشمه مىگيرد ، بدين معنا كه چيزى موجود شده است و لكن ما نمىدانيم كه آيا اين امر موجود معنون به عنوان رافعيت و متصف به اين صفت هست يا نه ؟ در نتيجه شكّ مىكنيم كه آيا آن مستصحب ما مرتفع شده است يا نه ؟ - فى المثل : شما قبلا وضو گرفته برايتان طهارت باطنيه حاصل شده بود ، طهارت باطنيه‌اى كه تا رافع نيايد قابل بقاء مىباشد ، و لكن پس از مدتى يكى از رطوبتهاى ثلاث از ودى يا وذى و يا مذى را مشاهده نموديد و لكن نمىدانيد كه آيا اين موجود خارجى ، شرعا رافع وضو و مبطل آن هست يا نه ؟