هر سه حالت را دربر مىگيرد . چرا ؟ زيرا اخبار لا تنقض مىگويد : مادامىكه يقين به حالت سابقه پيدا نكردهاى ، برطبق حالت سابقه رفتار كن و لو ظنّ بر خلاف هم داشته باشى . چرا ؟ زيرا يقين به ارتفاع نداريد و 30 % احتمال دارد كه حالت سابقه را استصحاب كنيد . البته مراد ما از ظنّ بر خلاف در اينجا ، ظنّ غير معتبر است ، مثل قول واحد ، قول صبى ، و نه ظنّ معتبر كه خود دليل است و حاكم بر اصول مىباشد .
2 - و اگر استصحاب را از باب تعبّد حجّت ندانيم ، بلكه از باب اماره و يا ظنّ به بقاء حجّت بدانيم ، چه ظنّ نوعى و چه ظنّ شخصى ، باز هم شامل هر سه حالت مىشود ، حتى در آنجا كه ظنّ بر خلاف وجود دارد ، استصحاب جارى مىشود .
حال : اگر سؤال كنيد كه شما استصحاب را از باب ظنّ به بقاء حجّت مىدانيد و حال آنكه اين فرد ظنّ به ارتفاع دارد ، چگونه مىگوئيد يجرى الاستصحاب فيه ؟
مىگوئيم : بله اين فرد در اينجا ظنّ به ارتفاع دارد و لكن نوع مردم در اينجا ظنّ به بقاء دارند ، و لذا استصحاب از باب ظنّ مطلق حجّت است ، و لو در يك موردى هم ظنّ غير معتبر بر خلاف وجود داشته باشد .
3 - و چنانچه كسى استصحاب را از باب ظنّ شخصى حجّت بداند ، در دو مورد حقّ اجراى استصحاب دارد : يكى در جائى كه ظنّ به بقاء دارد ، يكى هم در مورد شكّ متساوى الطرفين .
چونكه شكّ متساوى الطرفين پس از تأمل دقيق تبديل مىشود به ظنّ به بقاء .
بنابراين : در يك جا نمىتواند استصحاب جارى كند و آن در جائى است كه ظنّ بر خلاف داشته باشد .
* * *
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 197
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٩٧