فرق گذاشته است ؟ و حال آنكه شايد ميان شكّ در مقتضى و شكّ در رافع تفصيل قائل شده باشد ؟
به عبارت ديگر جناب شيخ آيا مىشود گفت كه ايشان فرموده است كه هركجا در وجود رافع شكّ كرديم ، آنجا استصحاب جارى مىشود و هركجا در وجود مقضى شكّ نموديم مثل بقاء تغيّر مذكور ، محل اختلاف است كه آيا استصحاب جارى مىشود يا نه ؟
بله ، اگر در ميان مثالهائى كه ايشان زده دو مثال ليل و نهار را ذكر نكرده بود ، مىشد روى بقيهء مثالها قضاوت كرد و احتمال مزبور را پذيرفت ، لكن اين دو مثال شاهدى است بر اينكه ايشان استصحاب را هم در شكّ در مقتضى جارى مىداند و هم در شكّ رافع ، و در اين جهت تفصيل نداده است .
به عبارت ديگر :
1 - استصحاب بقاء ليل و استصحاب بقاء نهار ، هر دو از قبيل شكّ در مقتضى هستند و نه شكّ در رافع . چرا ؟ زيرا كه هريك از ليل و نهار داراى حد معينى است كه تا آن حد معين استعداد بقاء دارد ، يعنى آن حد كه به پايان رسيد ، اين استعداد هم مىرود .
2 - از طرف ديگر همهء مثالهائى كه ايشان آورده است از موضوعات است پس ناچاريم بگوئيم مراد استرابادى اين بوده است كه : اگر در قسمت احكام شكّ كردى كه حكم خدا باقى است يا نه ؟ تنها در يك جا استصحاب مسلّم است و آن استصحاب عدم نسخ است ، لكن در بقيه شبهات حكميّه ، اختلاف نظر وجود دارد كه آيا استصحاب در آنها جارى مىشود يا نه ؟ كه خود ايشان و ساير اخبارىها مىگويند لا يجرى .
و امّا جريان استصحاب در شبهات موضوعيّه مسلّم و در هريك از شبهات موضوعيّه مىتوان آن را جارى نمود .
* دومين عبارت جناب استرابادى چيست ؟
2 - عبارتى است كه در اين رابطه صريحتر است از عبارت قبلى و آن اين است كه : اختلاف در استصحاب منحصر است به شبهات حكميّه بجز استصحاب عدم نسخ كه در آن اتفاق نظر است ، به عبارت ديگر مىگويد : استصحابى كه محل خلاف است و برخى جريان آن را قبول دارند و برخى نه ، منحصر است به جائى كه حكمى از طرف شارع در موردى آمده است و سپس تغييراتى پيش آمده و ما شكّ مىكنيم كه با وجود اين تغييرات آيا باز هم حكم خدا باقى است يا
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 191
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٩١