تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
در اولى استصحاب مىكنيم طهارت اناء را ، و در دومى استصحاب مىكنيم عدم تزكيهء آن را . الحاصل : استصحاب در يك تقسيم‌بندى بر دو قسم شد : علىاىحال : - برخى از حضرات استصحاب را مطلقا يعنى در هر دو قسم جارى دانسته‌اند ، چه در احكام و چه در موضوعات . - برخى هم اجراى آن را مطلقا انكار كرده‌اند ، چه در احكام و چه در موضوعات . - برخى هم از جمله اخباريين قائل به تفصيل شده‌اند . * غرض شيخ از ( و الظاهر دخول القسمين فى محل النّزاع . . . ) چيست ؟ اين است كه : به نظر ما محل نزاع در باب حجيّت استصحاب در اين تقسيم عموميت داشته و شامل هر دو قسم مىشود . يعنى : استصحاب هم در شبههء موضوعيّه مثبت و منكر دارد و هم در شبههء حكميّه ، و در اثبات اين مطلب به سخنان منكرين و مثبتين استشهاد نموده است . فى المثل : 1 - منكرين از جمله سيد مرتضى و ديگران استصحاب حيات زيد را عند الشك انكار كرده مىگويند : چنين استصحابى جارى نيست . و يا استصحاب بقاء شهرى كه در ساحل دريا بنا شده است را انكار مىكنند ، درحالىكه اين‌گونه از استصحابات مربوط به شبهات موضوعيّه و موضوعات خارجيه است و ربطى به احكام ندارد . 2 - مثبتين در مقام استدلال بر حجيّت استصحاب مىگويند : - اگر استصحاب حجّت نباشد ، نظام معاش و معاد مردم مختل مىشود . - و امّا استصحاب در جريان معاش مردم بخاطر اينكه فى المثل : كشاورز امروز به همان زمينى مراجعه مىكند كه ديروز در آن كار مىكرد چرا كه استصحاب مىكند بقاء آن را . - مغازه‌دار به مغازه‌اى مىرود كه ديروز در آن كار مىكرد و شب در آن را بست و به خانه رفت . و يا فردى كه ديروز از خانه به مسافرت رفته امروز مثل همگان به خانهء خود برمىگردد و هكذا . . . و امّا استصحاب در نظام معاد ، مربوط به احكام تكليفيه است و معلوم . پس استصحاب هم در