است يا نه ؟ چرا كه احتمال جنون در اين صاحب مىرود و در اين صورت اگر امانت او را به او برگردانيم و تلف شود ، ضامن خواهيم بود .
حال : سؤال اين است كه : آيا در اينجا ما مىتوانيم استصحاب كنيم آن وجوب سابق را كه از راه حكم عقل به ملازمه بدست آوريم ؟
و يا فى المثل :
1 - عقل مىگويد : دروغ نافع يعنى سودمند حسن است . ( صغرى )
2 - همين عقل مىگويد : ما بين حكم عقل و شارع ملازمه هست . ( كبرى )
پس : كذب سودمند كه سبب نجات نبى ، ولى و يا مؤمنى بشود شرعا واجب است . ( نتيجه )
لكن پس از مدتى براى ما شكّ در بقاء اين وجوب پيدا مىشود ، چرا كه احتمال مىرود كه ديگر اين كذب نافع نباشد . حال سؤال اين است كه : آيا ما مىتوانيم در اينجا استصحاب كنيم اين وجوب سابق را كه به حكم عقل ثابت شده است يا نه ؟
و يا فى المثل :
1 - عقل مىگويد : تصرّف در ملك غير بدون رضايت مالك آن قبيح است . ( صغرى )
2 - همين عقل مىگويد : كلما حكم به العقل ، حكم به الشرع . ( كبرى )
پس : تصرّف ملك غير بدون اذن مالكش شرعا حرام است .
لكن ما پس از مدتى در بقاء اين حرمت شكّ مىكنيم ، چرا كه احتمال مىدهيم كه اكنون اين ملك ، ملك غير نباشد و به دلائل مختلفى ملك نفس باشد و يا اگر ملك غير است اين غير اجازه داده باشد .
حال : سؤال اين است كه آيا ما مىتوانيم در اينجا استصحاب كنيم بقاء حرمت سابقه را ؟
و يا فى المثل :
1 - عقل مىگويد : صدق ضارّ كه سبب هلاكت پيامبرى و يا ولى و يا مؤمنى بشود قبيح است ( صغرى )
2 - همين عقل مىگويد : كلما حكم به العقل ، حكم به الشرع .
پس : صدق ضارّ شرعا حرام است . ( نتيجه )
لكن پس از مدتى احتمال مىدهيم كه ديگر اين صدق ضارّ نباشد و در نتيجه در بقاء اين حرمت شرعيّه ترديد پيدا مىكنيم . حال سؤال اين است كه آيا مىتوانيم استصحاب كنيم بقاء حرمت سابقه را ؟
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 153
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٥٣