تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
پس : جناب تونى كه مىگويد استصحاب در احكام وضعيّه جارى مىشود و در احكام تكليفيه جارى نمىشود ، مرادش خود احكام وضعيّه نيست بلكه موضوع احكام وضعيّه مراد او مىباشد . بنابراين : به عقيدهء جناب تونى ، اگر در شرطيّت طهارت كه حكم وضعى است شكّ بكنيد حقّ نداريد كه استصحاب جارى كنيد و لكن اگر در خود طهارت كه موضوع شرطيّت است شكّ بكنيد مىتوانيد استصحاب جارى كنيد . و يا فى المثل : شما مىگوئيد : در سال گذشته استطاعت سببيّت داشت در وجوب حج آيا امسال هم اين سببيّت داريد براى وجوب آن ؟ اگر بنا باشد كه سببيّت را استصحاب كنيد مىگوئيد بله ، همان‌طور كه پارسال سببيّت داشت امسال نيز سببيّت دارد كه اين استصحاب حكم شرعى وضعى است . امّا چنين استصحابى مراد جناب تونى نمىباشد ، بلكه استصحاب سبب كه موضوع براى سببيّت و يا به تعبير ديگر حكم شرعى است مراد اوست . فى المثل : پارسال مستطيع بودم ، نمىدانم امسال هم مستطيع هستم يا نه ؟ استصحاب مىكنم استطاعت را . چرا ؟ زيرا در سببيّت استصحاب جارى نمىشود ، بلكه در سبب اجرا مىشود ، همان‌طور كه در شرطيّت استصحاب جارى نمىشود بلكه در شرط ، جارى مىشود . در نتيجه اندراج تقسيم سوّم در تحت تقسيم دوّم صحيح نيست . * سرّ مطلب در اينجا چيست ؟ اين است كه جناب تونى گمان كرده است كه انسان نسبت به خصوص احكام شرعيّه هرگز شكّ نمىكند و لذا ركن استصحاب كه شكّ در بقاء باشد در اين قسمت وجود ندارد . پس اينجا جاى استصحاب نيست . امّا نسبت به موضوعات خارجيه از قبيل حدث ، طهارت ، بقاء ليل ، بقاء نهار و . . . شكّ متصوّر بوده و محل اجراى استصحاب است . و لكن ما بالوجدان در مىيابيم كه در نفس احكام شرعيّه هم شكّ متصور است و اختصاص به موضوعات ندارد . * * *