مصلى باشد يك امر تكوينى است و داراى وجود خارجى و تابع اعتبار كسى هم نيست .
2 - لكن سببيّت اين امر براى وجوب يك امر اعتبارى تشريعى مىباشد كه شارع مقدس بما هو شارع آن را جعل فرموده است .
و يا فى المثل : ذات الشرط كه مثلا همان وضو باشد ، حقيقتى است تكوينى كه در خارج حاصل مىشود و لكن شرطيت آن براى نماز امرى اعتبارى است .
به عبارت ديگر : وضو ، خودش حكم شرع نيست ، شرطيتش حكم شرع است ، بلكه وضو ، موضوع اين شرطيت است ، چرا كه شارع سمت شرطيت را به وضو اعطا كرده است . به عبارت ديگر : وضو مىشود موضوع حكم وضعى شرطيّت .
و يا فى المثل : شارع مقدس ، شرطيّت و يا سببيّت اعطا كرده است به استطاعت ، يعنى استطاعت موضوع اين حكم وضعى شرطيّت و يا سببيّت است .
به عبارت ديگر : اين شرطيّت و سببيّت حكم شرعى است و موضوع آن استطاعت است .
و يا فى المثل : شارع ، سمت مانعيت اعطا كرده است به حدث ، پس سمت مانعيت حكم شرعى وصفى است و حدث موضوع اين حكم شرعى است .
و لذا : جناب فاضل كه مىگويد استصحاب در احكام وضعيّه جارى است ، مرادش خود احكام وضعيّه نيست ، بلكه موضوع اين احكام مرادش مىباشد .
به عبارت ديگر : يك وقت شما شكّ مىكنيد كه آيا طهارت براى نماز شرطيّت دارد يا نه ؟
به تعبير ديگر : شارع ديروز شرطيّت داده بود به طهارت ، آيا شرطيّت آن امروز هم باقى است و يا اينكه نه شرطيّت مربوط به ديروز بود ؟ كه اين مىشود شكّ در بقاء حكم شرعى وصفى .
حال : اگر شما بتوانيد در اينجا شرطيّت طهارت را استصحاب كنيد ، مىشود استصحاب حكم شرعى وضعى . امّا جناب تونى نمىخواهد بگويد كه اگر شما در شرطيّت طهارت شكّ كرديد ، آن را استصحاب كنيد ، خير ، بلكه مراد ايشان استصحاب موضوع حكم وضعى است .
فى المثل : شما چند ساعت قبل وضو گرفتيد و شديد متطهّر ، لكن اكنون شكّ داريد كه طهارت شما باقى است يا نه ؟ در اينجا گفته مىشود استصحاب كنيد بقاء طهارت را .
* حال ما از شما مىپرسيم كه شما در اينجا حكم وضعى را استصحاب كرديد يا موضوع حكم وضعى را ؟
خواهيد گفت : موضوع حكم وضعى را . چرا ؟ زيرا خود طهارت كه حكم وضعى نيست ، بلكه اين شرطيّت طهارت است كه حكم وضعى است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 147
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٤٧