بله ، هيچيك از اين دو حكم كلفتآور نيست و لكن اگر هر پنج حكم يك جا تحت عنوان تكليف رفتهاند از باب تغليب است .
2 - و يا يك حكم شرعى وضعى از احكام وضعيه است ، و آن عبارتست از هر حكمى مربوط به شارع و مجعول به جعل وى باشد ، غير از احكام تكليفيه ، مثل : سببيّت ، شرطيت ، قاطعيّت ، مانعيّت و الصحة و البطلان ، ضمانت و هكذا . . .
فى المثل : شارع ، استطاعت را سبب قرار داده است براى وجوب حج و يا طهارت را شرط قرار داده است براى نماز و يا حدث را و يا فعل كثير را مانع قرار داده است براى نماز و هكذا . . .
* وجه تسميهء حكم وضعى چيست ؟
اين است كه : شباهت به تكوينيات دارد ، فى المثل :
1 - در امور تكوينيه ، طلوع شمس سببيّت دارد براى روشنائى عالم كه يك امر تكوينى خارجى است و نه يك امر تعبّدى . و يا قطع اوداج اربعه در ذبيحه ، سببيّت دارد براى ذهاب روح كه اين نيز يك امر تكوينى خارجى است .
حال شارع نيز برخى از امور وضعيه را سبب قرار مىدهد براى برخى از امور ، و اين به نحوى است كه گويا سببى تكوينى است و حال آنكه حكمى تعبّدى است ، فى المثل :
استطاعت را كه شارع سبب قرار داده براى وجوب حج ، يك سبب تكوينى نيست و لكن شباهت به سببهاى تكوينى دارد .
خلاصه اينكه به اينگونه احكام وضعيّه گفته مىشود . بخاطر اين است كه مثل امور تكوينيه مىمانند .
* استصحاب در كداميك از دو قسم احكام تكليفيه و يا وضعيّه جارى است ؟
1 - برخى مثبت مطلق بوده و استصحاب را در هر دو نوع حكم جارى مىدانند چه مستصحب حكم تكليفى باشد و چه حكم وضعى .
2 - برخى نافى مطلق بوده و استصحاب را در هيچيك از دو مستصحب جارى نمىدانند چه در تكليفيات و چه در وضعيات .
3 - برخى نيز از جمله فاضل تونى صاحب كتاب وافيه قائل به تفصيل شده مىگويند استصحاب در احكام تكليفيه جارى نمىشود و لكن در احكام وضعيّه جارى مىشود .
فى المثل : صوم رمضان واجب بوده آيا اكنون هم كه رمضان تمام شده ، واجب است يا نه ؟ خير واجب نيست ، چرا كه رمضان تمام شده است ، و لذا حقّ استصحاب وجوب صوم رمضان را در
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 145
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٤٥