باشد چه ظاهرى تقسيم مىشود به كلّى و جزئى يعنى : حكم واقعى كلّى ، حكم واقعى جزئى و حكم ظاهرى كلّى ، حكم ظاهرى جزئى .
به عبارت ديگر : تمام احكام واقعى خداوند كلّى هستند ، اين احكام كلّى داراى مصاديقى هستند كه هريك از اين مصاديق مىشود احكام واقعى جزئى .
- فى المثل : خون نجس است ، يك حكم واقعى كلّى است چرا كه محمول كه نجس باشد كلّى است موضوع هم كه خون باشد كلّى است . حال وقتى فى المثل گفته مىشود كه : هذا الدّم نجس ، مىشود يك حكم واقعى جزئى چرا كه حكم رفته است روى مصداق جزئى كه هذا الدم مىباشد .
و امّا حكم ظاهرى كلّى مثل اينكه شارع بطور كلّى فرموده است : هرگاه كه در طهارت يك شىء شكّ كرديد ، بگوئيد انشاءالله كه پاك است ، كه اين انشاءالله پاك است يك حكم ظاهرى است و روى هر موضوعى بار مىشود و لكن خود داراى مصاديق جزئيّه است .
- فى المثل : شما شكّ مىكنيد كه آيا اين لباس و يا اين زمين و يا اين ظرف آب و يا اين قسم از بدنتان نجس شده است يا نه ؟ مىگوئى انشاءالله كه پاك است كه مىشود حكم ظاهرى جزئى ، چرا كه شكّ شما در امور جزئيّه خارجيه است .
* منظور از طرح اين تقسيمبندى چيست ؟
اين است كه : حضرات اخباريها ، استصحاب در حكم شرعى كلّى را انكار كرده مىگويند : در حكم شرعى كلّى مثل : الماء المتغير احد اوصافه الثلاث ، استصحاب جارى نمىشود و لكن در غير حكم شرعى كلّى يعنى حكم شرعى جزئى و موضوعات خارجيه استصحاب جارى مىشود .
فى المثل مىگوئيد : اين اناء پاك بود ، اكنون هم پاك است ، زيد زنده بود ، اكنون هم زنده است .
- عدهاى هم به نقل از محقّق خوانسارى ( ره ) استصحاب را در حكم شرعى كلّى و در حكم شرعى جزئى جارى كرده ، حجّت مىدانند ، و لكن در غير حكم شرعى يعنى موضوعات خارجيه جايز نمىدانند .
* * *
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 137
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٣٧