و يا اينكه ملاقات نكرده تا پاك باشد ؟ در اينجا وظيفه شارع اين است كه حكم لباس شما را بخصوصه بيان كند كه آيا با نجس ملاقات كرده است يا نه ؟
وظيفه شارع بيان حكم كلّى و اثبات طهارت كليه است بدين معنا كه : كلّ شىء طاهر حتى تعلم انّه قدر . و لذا اين وظيفهء ماست كه ببينيم اين لباس با نجس ملاقات كرده تا مصداق قذر باشد و يا اينكه نه ملاقات نكرده تا مصداق كلّ شىء طاهر باشد .
پس : اجتهاد همين ردّ فروع بر اصول و استخراج احكام موضوعات جزئيّه خارجيه از قواعد كليّه است .
* باتوجّه به دو معناى فوق مراد از ( و على الاطلاق الأول جرى الاخباريّون . . . ) چيست ؟
اين است كه : حضرات اخباريين كه استصحاب را در احكام شرعيّه انكار كردهاند برطبق معناى اوّل مشى كردهاند ، يعنى مرادشان از حكم شرعى ، حكم شرعى كلّى است و نه جزئى و الا اينها نيز در احكام جزئيّه و موضوعات خارجيه استصحاب را حجّت مىدانند .
* گواه شيخ بر اين مدعى چيست ؟
- يكى عبارت ملا محمّد امين استرابادى است كه در آن به حجيّت استصحاب در حكم جزئى اعتراف شده است ، چنان كه از مثالهائى هم كه ايشان زده است اين مطلب پيداست .
- يكى عبارت مرحوم شيخ حرّ عاملى است كه در آن به حجيّت استصحاب در موضوعات اعتراف شده است .
در نتيجه اين حضرات تنها در احكام شرعيّه كليه منكر استصحاباند و نه جزئى .
* چه عاملى باعث شده است كه اخباريين ، استصحاب را در نفس احكام شرعيّه انكار كردهاند ؟
اينكه حضرات در باب شبهات حكميّه احتياطى شده ، مىگويند بايد اصالة الاحتياط جارى كرد و بديهى است كه با وجود اصل ديگر نوبت به برائت و استصحاب نمىرسد .
* غرض از ( و على الاطلاق الثانى جرى بعض آخر . . . ) چيست ؟
اين است كه : برخى از اصوليين از جمله محقّق خوانسارى و محقّق سبزوارى و غيرهما بر اصطلاح دوّم مشى كردهاند ، يعنى كه مرادشان از حكم شرعى ، حكم به بالمعنى الاعم است .
* گواهتان بر اين مدّعى چيست ؟
اين است كه مرحوم محقّق خوانسارى در مسئله فقهيّه استنجاء به احجار ثلاثه فرموده است :
استصحاب به اعتبار مستصحب تقسيم مىشود به حكم شرعى و غير حكم شرعى و سپس براى حكم شرعى مثال زده است به نجاست لباس يا بدن و يا . . . كه مربوط به احكام شرعيّه جزئيّه
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 135
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٣٥