تشريح المسائل
* حاصل مطلب در ( الثانى : . . . ) چيست ؟
بيان دومين تقسيم استصحاب به اعتبار مستصحب است ، چرا كه مستصحب :
1 - گاهى حكمى از احكام شرعيّه است مثل : وجوب ، حرمت ، طهارت ، نجاست و . . .
فى المثل در امور وجوديّه :
الف : نماز جمعه در زمان حضور ائمه واجب بوده است ، لكن ما نسبت به بقاء اين وجوب در عصر غيبت شكّ مىكنيم . استصحاب مىكنيم بقاء اين وجوب را .
ب : يقين دارم كه صبح طاهر بودم ، پس چند ساعتى از اين طهارت ، مذى از من خارج شد ، لذا شكّ مىكنم كه آيا مذى ناقض وضو هست يا نه ؟ باز استصحاب مىكنم . طهارت را .
ج : يقين دارم كه آب كثيرى كه ملاقى با نجس بوده و يكى از اوصاف سهگانهاش تغيير كرده نجس شده است . لكن پس از مدتى اين تغيير بهخودىخود زائل شد و لذا اكنون شكّ دارم كه آيا اين آب هنوز هم نجس است يا نه ؟ استصحاب مىكنم بقاء نجاست را .
و يا فى المثل : در امور عدميّه ، آنهم از احكام شرعيّه كليه :
و يا فى المثل در امور عدميّه ، آنهم از احكام شرعيّه جزئيه :
2 - و گاهى مستصحب ما موضوعى از موضوعات خارجيه است كه داراى اثر شرعى است از قبيل : كريّت ، رطوبت خمريت ، عدالت ، حيات و . . .
- فى المثل : اين آبى كه در اختيار من است به درجه كريّت رسيده بود و لكن مقدارى از آن برداشتهايم و لذا اكنون در بقاء كريت سابقه شكّ دارم ؟ استصحاب مىكنم بقاء كريّت سابقه را .
- و يا فى المثل : لباسى از لباسهايم را شسته ، روى بند رخت انداختم ، در اثر باد روى زمين نجس افتاد و لذا اكنون شكّ دارم كه آيا به هنگامى كه رطوبت داشته به زمين افتاده و يا اينكه نه ، پس از خشك شدن به زمين اصابت كرده است ؟ استصحاب مىكنم بقاء رطوبت را .
- و يا فى المثل : يقين دارم كه فلان كلمه در لغت عرب ، براى فلان معنا وضع شده است و لكن شكّ دارم كه آيا در عرف شرع ، از آن معنا اوّل انتقال داده شده است يا نه به همان معنا و وضع مىباشد ؟ استصحاب مىكنم بقاء وضع اوّل را .