هريك به صورتى . منتهى فرقشان در اين است كه :
1 - در استصحاب وجود متيقّن در سابق محرز است و نه متزلزل ، شكّ لاحق نيز روى آن مىآيد كه اينجا جاى استصحاب مصطلح است .
2 - در شكّ سارى و يا قاعدهء اليقين ، متيقّن سابق محرز نيست بلكه متزلزل است يعنى :
اكنون كه به عدالت زيد شكّ دارم هيچ ، شكّ من به قبل هم سرايت كرده با خود مىگويم كه آيا در زمان قبل نيز كه او را عادل بهحساب مىآوردم ، عادل بوده است يا نه ؟ و اما در استصحاب قهقرى ، متيقّن در زمان حال است و مشكوك آن مربوط به زمان قبل است .
* حاصل مطلب ؟
استصحاب مصطلح حجّت است ، چه از باب ظنّ و چه از باب طريق اخبار لا تنقض .
* انما الكلام در چيست ؟
در قاعدهء اليقين است كه آيا يك شيئى مثل عدالت زيد مثلا كه در زمان سابق متيقّن بوده است و لو در زمان لا حقّ مشكوك باشد و متزلزل ، آثار آن عدالت قبلى در آن حفظ مىشود يا نه ؟
برخى مىگويند : بله اين يقين قبلى داراى ارزش است ، حتى مىگويند اخبار لا تنقض اليقين مربوط به قاعدهء اليقين است و نه مربوط به استصحاب مصطلح .
* آيا استصحاب قهقرى حجّت و قابل قبول است ؟
خير ، بخاطر اينكه فاقد دليل است ، يعنى آنچه كه امروز متيقّن است و لكن ما به گذشته آن شكّ داريم ، نمىتوانيم يقين امروز را به گذشته ببريم ، دليلى هم بر اين امر نداريم ، مگر اينكه استصحاب قهقرى را به طريقى برگردانيم به استصحاب مصطلح .
فى المثل بگوئيم : ما امروز يقين داريم كه صيغهء افعل دلالت دارد بر وجوب ، اگر شكّ كنيم كه آيا به لحاظ لغوى هم همينطور بوده است و يا اينكه نه معنايش وجوب نبوده است ؟
آيا در اينجا مىتوان حالت يقينى كه مربوط به امروز است به گذشته كشانده بگوئيم : پس در گذشته همچنين معنائى داشته است ؟
بله ، با انضمام اصالت عدم نقل به اين يقين فعلى چنين امرى ممكن است .
* اصالة عدم النقل به چه معناست ؟
فى المثل : چنان كه در مثال بالا گفتيم امروز مىبينيم كه افعل معنايش وجوب است ، و لكن نمىدانيم كه آيا قبلا هم دالّ بر وجوب بوده و يا اينكه نه دالّ بر استصحاب بوده و سپس نقل
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 126
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٢٦