1 - برخى برآناند كه مراد ما از ظنّ در اينجا ، ظنّ نوعى است و نه ظنّ شخصى ، چنان كه خبر واحد هم من باب ظنّ نوعى حجّت است و نه ظنّ شخصى .
در نتيجه : استصحاب نيز من باب ظنّ نوعى حجّت است ، و لذا وقتى ملاك ظنّ نوعى شد .
ديگر فرقى نمىكند كه ما شخصا ظنّ به بقاء داشته باشيم و يا ظنّ به ارتفاع و يا شكّ متساوى الطرفين ، همينكه نوعا مفيد ظنّ است يكفى كه ما در هريك از صور فوق استصحاب جارى كنيم .
2 - برخى از اين حضرات از جمله عضدى و شيخ بهائى ( ره ) هم معتقد به ظنّ به بقاء هستند ، آنهم ظنّ شخصى ، يعنى شما وقتى حقّ دارى استصحاب جارى كنى كه شخصا ظنّ به حالت سابقه داشته باشى . و لذا : اگر ظنّ به بقاء و يا شكّ متساوى الطرفين داشته باشى ، حقّ اجراى استصحاب ندارى .
* نظر محقّق خوانسارى در اين مسئله چيست ؟
پس از نقل نظر شيخ بهائى مىگويد : نظريهء ايشان مبنى بر اينكه ملاك ظنّ شخصى است نظريهء خوبى است ، سپس مىفرمايد : به عقيدهء كسانى كه استصحاب را من باب ظنّ حجّت مىدانند اين عقيده خوب است و لكن من از باب روايات استصحاب را حجّت مىدانم و لذا ديگر فرقى نمىكند كه شما ظنّ به بقاء داشته باشيد ، يا ظنّ به ارتفاع و يا شكّ متساوى الطرفين و لذا كلام اخير ايشان نشان مىدهد كه استصحاب در هريك از صور سهگانه مزبور قابل جريان است .
* نظر مرحوم شهيد اوّل در مسئله چيست ؟
از كلمات ايشان در ذكرى استفاده مىشود كه تنها در صورتى استصحاب قابل جريان است كه شما ظنّ شخصى داشته باشيد .
ايشان مىفرمايد : ما كه مىگوئيم : يقين سابق با شكّ لا حقّ باهم منتقض نمىشود مراد و منظورمان اين نيست كه در آن واحد يقين با شكّ لا حقّ در يك جا جمع مىشود . فى المثل : وقتى كه شما يقين داريد كه اكنون روز است ، ديگر جا ندارد كه بگوئيد من الآن شكّ دارم كه روز است يا نه ؟
بلكه مرادمان اين است كه : چيزى كه وجود قبلىاش متيقن است ، مثل زنده بودن زيد در ديروز ، اين يقين برمىخورد به همان ديروز و لذا اگر امروز شكّ كنيم كه آيا امروز نيز زنده است يا نه ؟ اين شكّ برمىخورد به امروز ، نه اينكه يقين و شكّ در يك جا و يك آن جمع شوند ، در
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 123
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٢٣