تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
- عقل مىگويد : ما لا يتمّ الواجب الا به ، فهو واجب ، يعنى امر به شىء مستلزم وجوب مقدّمات است . سپس نتيجه مىگيرد كه : وضو گرفتن براى نماز واجب است . بله ، اين نتيجه نيز حكم عقل است و لكن با استفادهء از خطابات شارع ، بدين معنا كه اگر شارع نفرموده بود لا صلاة الا بطهور ، عقل به نتيجهء مزبور نمىرسيد . * جناب شيخ نتيجهء تقريرات فوق چيست ؟ اين است كه بنا بر اينكه استصحاب را حكم عقل بدانيم ، از احكام عقليّه غير مستقله است . * در تبيين مسئله مثال بزنيد ؟ فى المثل : 1 - شارع فرموده وقتى يكى از اوصاف ثلاثهء آب كرّ در اثر ملاقات با نجس متغير شود ، آن آب نجس مىشود . حال سؤال اين است كه : اگر اين تغيير من قبل نفسه و به‌خودىخود از بين برود ، آيا نجاست پيش‌آمده براى اين آب نيز از بين مىرود يا نه ؟ 2 - عقل در اينجا مىگويد : چيزى كه قبلا بوده اكنون نيز هست ، يعنى ما ثبت يدوم . در نتيجه : آن نجاستى كه قبلا در اين آب بود اكنون هم وجود دارد ، يعنى كه اين آب نجس است حال مىگوئيم : اين حكم ، حكم عقل است و لكن نه بالاستقلال ، بلكه با استعانت از حكم شارع . به عبارت ديگر : صغرى را از شريعت گرفت ، كبرى را خود صادر نمود ، تا به نتيجه رسيد . * جناب شيخ جهت يادآورى بفرمائيد تفاوت موضوع علم اصول با مسائل آن چيست ؟ 1 - موضوع آن چيزى است كه در علم اصول از عوارض ذاتيهء آن بحث مىشود . 2 - مسائل ، همان عوارض موضوع‌اند . كه مثال مربوطه در ادامه خواهد آمد . * باتوجّه به مطلب اخير آيا استصحاب از مسائل علم اصول است و يا از مبادى تصديقيّه ؟ به عبارت ديگر اگر ما استصحاب را از احكام عقليّه بدانيم و حكم عقل ( يعنى حجيّت آن ) هم از باب ظنّ به بقاء باشد ، اين سؤال پيش مىآيد كه آيا استصحاب از مسائل علم اصول است و يا از مبادى تصديقيّه ؟ - بنا بر عقيدهء صاحب قوانين ، استصحاب از مبادى تصديقيّه است . - بنا بر عقيدهء صاحب فصول از مسائل علم اصول است . - ما نيز كه شيخ انصارى هستيم ، فعلا نظر صاحب فصول را تاييد مىكنيم .