تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
كون و بودن در سابق علّت حكم به بقاء آن است . * جناب شيخ ازيف التعاريف كدام تعريف است ؟ تعريف صاحب قوانين است كه فرموده است : الاستصحاب كون حكم ( مثلا وجوب و يا حرمت ) او وصف ( مثلا عدالت زيد ) يقينى الحصول فى الآن السابق ، مشكوك البقاء فى الآن اللاحق . * چرا تعريف مرحوم قمى را سست‌ترين تعريف مىدانيد ؟ چونكه وقتى يك شىء در زمانى از زمانهاى گذشته متيقّن بوده باشد و در زمان حال مشكوك ، اين زمينه‌ساز و محل اجراى استصحاب است و نه خود استصحاب . به عبارت ديگر : اگر از شما بپرسند مورد و محل اجراى برائت كجاست و يا به تعبير ديگر در كجا مىگويند : رفع ما لا يعلمون . . . و يا كلّ شىء لك حلال و . . . چه مىگوئيد ؟ حتما خواهيد گفت : آنجائىكه انسان شكّ مىكند در يك تكليفى كه حالت سابقه ندارد . حال : اگر از شما بپرسند مورد و محل اجراى استصحاب كجاست چه مىگوئيد ؟ خواهيد گفت : آنجائىكه يك حكمى و يا يك موضوع داراى حكمى و يا به تعبير ديگر يك شيئى در زمانى از زمانهاى گذشته متيقّن بوده است و لكن اكنون مشكوك است . پس : جناب محقّق محل و مورد استصحاب را تعيين كرده است و نه خود استصحاب را . * جناب شيخ توجيه جناب‌عالى از تعريف صاحب قوانين چيست ؟ اين است كه بگوئيم : تعريف فوق از استصحاب بخاطر اين است كه : اين حضرات استصحاب را از امارات ظنيّه به‌حساب آورده‌اند يعنى : همان‌طور كه خبر واحد يك اماره ظن‌ّآور است ، استصحاب نيز يك امارهء ظن‌ّآور است . به عبارت ديگر : كسانى كه استصحاب را اماره مىگيرند ، بايد آن را به گونه‌اى تعريف كنند كه مفيد ظنّ باشد ، آنچه مفيد ظنّ است اين است كه گفته شود : كون شىء يقينى الحصول فى السابق ، مشكوك البقاء فى اللاحق . فى المثل : شما علم داريد كه فلان امر در ديروز وجود داشت ، لكن امروز شكّ داريد كه آيا هنوز وجود دارد يا نه ؟ كه اين وضعيت براى شما افادهء ظنّ مىكند . به عبارت ديگر : براى شما ظنّ حاصل مىشود به اينكه : چيزى كه ديروز بود ، بودنش در امروز مظنون است . * امّا جناب شيخ شما در تعريف ابقاء ما كان فرموديد ابقاء ما كان يعنى حكم به بودن ، يعنى اگر