كون و بودن در سابق علّت حكم به بقاء آن است .
* جناب شيخ ازيف التعاريف كدام تعريف است ؟
تعريف صاحب قوانين است كه فرموده است : الاستصحاب كون حكم ( مثلا وجوب و يا حرمت ) او وصف ( مثلا عدالت زيد ) يقينى الحصول فى الآن السابق ، مشكوك البقاء فى الآن اللاحق .
* چرا تعريف مرحوم قمى را سستترين تعريف مىدانيد ؟
چونكه وقتى يك شىء در زمانى از زمانهاى گذشته متيقّن بوده باشد و در زمان حال مشكوك ، اين زمينهساز و محل اجراى استصحاب است و نه خود استصحاب .
به عبارت ديگر : اگر از شما بپرسند مورد و محل اجراى برائت كجاست و يا به تعبير ديگر در كجا مىگويند : رفع ما لا يعلمون . . . و يا كلّ شىء لك حلال و . . . چه مىگوئيد ؟ حتما خواهيد گفت :
آنجائىكه انسان شكّ مىكند در يك تكليفى كه حالت سابقه ندارد .
حال : اگر از شما بپرسند مورد و محل اجراى استصحاب كجاست چه مىگوئيد ؟ خواهيد گفت :
آنجائىكه يك حكمى و يا يك موضوع داراى حكمى و يا به تعبير ديگر يك شيئى در زمانى از زمانهاى گذشته متيقّن بوده است و لكن اكنون مشكوك است .
پس : جناب محقّق محل و مورد استصحاب را تعيين كرده است و نه خود استصحاب را .
* جناب شيخ توجيه جنابعالى از تعريف صاحب قوانين چيست ؟
اين است كه بگوئيم : تعريف فوق از استصحاب بخاطر اين است كه : اين حضرات استصحاب را از امارات ظنيّه بهحساب آوردهاند يعنى : همانطور كه خبر واحد يك اماره ظنّآور است ، استصحاب نيز يك امارهء ظنّآور است . به عبارت ديگر : كسانى كه استصحاب را اماره مىگيرند ، بايد آن را به گونهاى تعريف كنند كه مفيد ظنّ باشد ، آنچه مفيد ظنّ است اين است كه گفته شود :
كون شىء يقينى الحصول فى السابق ، مشكوك البقاء فى اللاحق .
فى المثل : شما علم داريد كه فلان امر در ديروز وجود داشت ، لكن امروز شكّ داريد كه آيا هنوز وجود دارد يا نه ؟ كه اين وضعيت براى شما افادهء ظنّ مىكند .
به عبارت ديگر : براى شما ظنّ حاصل مىشود به اينكه : چيزى كه ديروز بود ، بودنش در امروز مظنون است .
* امّا جناب شيخ شما در تعريف ابقاء ما كان فرموديد ابقاء ما كان يعنى حكم به بودن ، يعنى اگر
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 112
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١١٢