باشد و چه حكم شرع باشد .
يعنى عقل حكم مىكند به بقاء ما كان بخاطر اينكه مورد و محل آن مفيد ظنّ است و نه خود آن .
خلاصه اينكه : آنها كه استصحاب را از لا تنقض گرفتهاند ، مىگويند ظنّ در آن ملحوض نشده است .
- و آنها كه استصحاب را از عقل گرفتهاند ، مىگويند : ظنّ در آن ملحوض شده است .
* جناب شيخ احكام عقليّه خود بر چند نوعاند ؟
بر دو نوعاند : 1 - مستقلّات عقليّه 2 - غير مستقلّات عقليّه . و لذا :
1 - آن حكمى حكم عقل مستقل است كه عقل در صدور آن مستقل عمل مىكند و از خطابات شرعيّه كمك نمىگيرد ، فى المثل :
- عقل مىگويد : العلم حسن .
- همين عقل مىگويد : ما حكم به العقل ، حكم به الشرع و بالعكس .
سپس نتيجه مىگيرد : فالعلم حسن شرعا .
2 - آن حكمى غير مستقلهء عقليّه و يا به تعبير ديگر حكم عقل غير مستقل است كه عقل در صدور آن نيازمند به استفاده از خطابات شرعيّه است ، از جمله :
الف : در مفاهيم ، از قبيل مفهوم شرط ، مفهوم وصف ، مفهوم غايت و . . .
فى المثل در مفهوم شرط : عقل مىبيند كه شارع فرموده : الماء اذا بلغ قدر كرّ لم ينجّسه ملاقاة شىء . سپس درك مىكند كه شارع لم ينجّسه را معلق كرده است به بلوغ كرّ و لذا حكم مىكند به اينكه : اذ انتفى الشرط ، انتفى المشروط . يعنى : اگر شرط از ميان برود ، مشروط هم منتفى شده از ميان مىرود .
و لذا نتيجه مىگيرد كه : اگر آب به حد كر نرسد يعنى قليل باشد در اثر ملاقات با نجس ، نجس مىشود بله ، اين نتيجه حكم عقل است و لكن با مساعدت خطاب شرع . و لذا در هريك از مفاهيم كه بخواهد حكمى را صادر كند بر همين منوال است .
ب : در استلزامات ، مثل دلالت التزاميهء الفاظ ، كه برخى از الفاظ بالالتزام به برخى از معانى دلالت دارند ، فى المثل :
- شارع فرموده : لا صلاة الا بطهور ، يعنى طهور شرط صلاة است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 114
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١١٤