فلان امر قبلا بوده اكنون هم هست و لذا ظنى در كار نبود ، نظرتان در اين توجيه چيست ؟
بله ، اين توجيه اشتباه است ، چه استصحاب را از اصول به حساب آوريد و چه آن را از امارات به حساب آوريد ، چرا كه استصحاب يك حكم است .
به عبارت ديگر : اگر استصحاب را از عقل بگيريد ، حكم عقل است بدين معنا كه عقل حكم مىكند به ابقاء ما كان و چنانچه آن را از شرع اخذ كنيد ، حكم شرع است يعنى : شرع حكم مىكند به بقاء ما كان . بههرحال على كلّى التقديرين ، استصحاب يك حكم است ، حكم به بقاء چه عقلا و چه شرعا .
الحاصل : آنچه را كه جناب قمى در تعريف استصحاب آورده در حقيقت محقّق مورد و محل استصحاب است و نه معناى خود استصحاب .
* جناب شيخ پس از تعريف استصحاب اولين نكته و يا تنبيه قابل تذكر شما چيست ؟
اين است كه بدانيم آيا استصحاب از اصول عمليّه و يا به تعبير ديگر از اصول تعبديّه است و يا از امارات ظنيّه ؟ و لذا مىگوئيم :
1 - كسانى كه استصحاب را از اخبار از جمله روايات لا تنقض . . . گرفتهاند ، آن را از اصول تعبديّه و به تعبير ديگر از اصول شرعيّه و يا احكام ظاهريه مىدانند . يعنى : همانطور كه برائت شرعيّه و تخيير شرعى ، براى فرد شاك از امور تعبديّهاند ، استصحاب نيز براى او يك قانون تعبّدى است . چرا كه : همانطور كه برائت شرعيّه را از رفع ما لا يعلمون گرفتهاند ، استصحاب را نيز از لا تنقض گرفتهاند .
2 - و كسانى كه استصحاب را از عقل گرفتهاند آن را از امارات ظنيّه مىدانند ، يعنى كه استصحاب مفيد ظنّ است و لذا تعريف جناب قمى را براى استصحاب برمىگزينند .
* جناب شيخ اگر گفته شود استصحاب از امارات ظنيّه است آيا تفاوتى دارد با اينكه گفته شود خبر واحد از امارات ظنيّه است ؟
بله ، تفاوت دارد چرا كه :
1 - وقتى گفته مىشود خبر واحد از امارات ظنيّه است معنايش اين است كه خود خبر واحد امارهاى است كه مفيد ظنّ است .
2 - لكن وقتى گفته مىشود استصحاب از امارات ظنيّه است معنايش اين نيست كه خود استصحاب يك اماره است كه مفيد ظنّ است ، چرا كه استصحاب يك حكم است چه حكم عقل
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 113
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١١٣