تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
* دومين نكتهء قابل توجّه در تعريف استصحاب چيست ؟ كلمهء ( ماى ) موصوفه است كه مراد از آن يا خود حكم شرعى است ، مثل وجوب و حرمت كه حكم به ابقاء آن صادر مىشود و يا موضوع حكم شرعى است ، مثل عدالت زيد و يا حيات عمر و . . . * سومين نكتهء قابل توجه در تعريف مزبور چيست ؟ ابقاء ما كان است كه خود بر سه نوع است : 1 - گاهى ابقاء ما كان بخاطر وجود علّت آن است چنان كه گفته مىشود : دود در گذشته موجود بود چون علّت آنكه آتش است موجود بود ، اكنون نيز آن دود موجود است ، چرا كه علتش كه آتش باشد موجود است . 2 - گاهى ابقاء ما كان بخاطر وجود دليل آن است ، مثلا گفته مىشود : خمر حرام بود لانه مسكر ، اكنون هم حرام است لانه مسكر . 3 - گاهى هم ابقاء ما كان صرفا بخاطر بودنش در گذشته است ، يعنى چون در گذشته بوده است ، اكنون هم هست . * حاصل مطلب در اينجا چيست ؟ اين است كه : در اين ابقاء ما كان ، كون سابق ، علّت وجود لا حقّ است و لذا : استصحاب ابقاء ما كان بما انه كان است و نه بخاطر وجود علّت يا وجود دليل آن چرا ؟ زيرا با وجود علّت و يا وجود دليل ديگر شكى در بقاء معلول با مدلول وجود ندارد تا جائى براى استصحاب باشد . * از كجاى تعريف معناى اخير بدست مىآيد ؟ از كلمهء ( ما كان ) ، چرا كه ( ما ) موصوف و لفظ ( كان ) صفت آن است ، و لذا ابقاء ما كان ، يعنى : ابقاء حكم و يا موضوع داراى حكمى كه اين صفت را دارد قبلا بوده است . * چهارمين نكتهء قابل توجّه در اين تعريف چيست ؟ اين است كه : حكم به بقاء در اينجا معلق شده است بر وصف ، كه اين تعليق مشعر بر اين است كه آن وصف علّت است براى حكم به ابقاء و حكم مزبور دائر مدار آن وصف است . فى المثل : اكرام ، در اكرم العالم ، به لحاظ وصف علم دارندهء علم است و نه ذات شخص . * حاصل مطلب در اين تقرير چيست ؟ اين است كه : ابقاء ما كان يعنى ابقاء چيزى كه اين صفت را دارد كه قبلا بوده است يعنى : اين