* دومين نكتهء قابل توجّه در تعريف استصحاب چيست ؟
كلمهء ( ماى ) موصوفه است كه مراد از آن يا خود حكم شرعى است ، مثل وجوب و حرمت كه حكم به ابقاء آن صادر مىشود و يا موضوع حكم شرعى است ، مثل عدالت زيد و يا حيات عمر و . . .
* سومين نكتهء قابل توجه در تعريف مزبور چيست ؟
ابقاء ما كان است كه خود بر سه نوع است :
1 - گاهى ابقاء ما كان بخاطر وجود علّت آن است چنان كه گفته مىشود : دود در گذشته موجود بود چون علّت آنكه آتش است موجود بود ، اكنون نيز آن دود موجود است ، چرا كه علتش كه آتش باشد موجود است .
2 - گاهى ابقاء ما كان بخاطر وجود دليل آن است ، مثلا گفته مىشود : خمر حرام بود لانه مسكر ، اكنون هم حرام است لانه مسكر .
3 - گاهى هم ابقاء ما كان صرفا بخاطر بودنش در گذشته است ، يعنى چون در گذشته بوده است ، اكنون هم هست .
* حاصل مطلب در اينجا چيست ؟
اين است كه : در اين ابقاء ما كان ، كون سابق ، علّت وجود لا حقّ است و لذا : استصحاب ابقاء ما كان بما انه كان است و نه بخاطر وجود علّت يا وجود دليل آن چرا ؟ زيرا با وجود علّت و يا وجود دليل ديگر شكى در بقاء معلول با مدلول وجود ندارد تا جائى براى استصحاب باشد .
* از كجاى تعريف معناى اخير بدست مىآيد ؟
از كلمهء ( ما كان ) ، چرا كه ( ما ) موصوف و لفظ ( كان ) صفت آن است ، و لذا ابقاء ما كان ، يعنى :
ابقاء حكم و يا موضوع داراى حكمى كه اين صفت را دارد قبلا بوده است .
* چهارمين نكتهء قابل توجّه در اين تعريف چيست ؟
اين است كه : حكم به بقاء در اينجا معلق شده است بر وصف ، كه اين تعليق مشعر بر اين است كه آن وصف علّت است براى حكم به ابقاء و حكم مزبور دائر مدار آن وصف است .
فى المثل : اكرام ، در اكرم العالم ، به لحاظ وصف علم دارندهء علم است و نه ذات شخص .
* حاصل مطلب در اين تقرير چيست ؟
اين است كه : ابقاء ما كان يعنى ابقاء چيزى كه اين صفت را دارد كه قبلا بوده است يعنى : اين
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 111
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١١١