ترجمه
( خروج بعضى از عدميّات از محل نزاع به نظر برخى از دانشمندان )
بله ، چهبسا از كلام برخى از دانشمندان روشن مىشود كه پارهاى از عدميّات از محل نزاع خارج است ( چرا كه اينگونه استصحابات بلااشكال حجّت بوده و بعضا از ضروريات دين است ) .
1 - مثل استصحاب النفى كه برائت اصليه ناميده مىشود ، و در كلام جماعتى از جمله محقّق ، علامه و فاضل جواد تصريح شده است به اجماع بر عمل به آن ، مثل اجراى اصالت عدم تكليف .
2 - و مثل استصحاب عدم النسخ ، كه در كلام بسيارى از علماء مثل محدث استرابادى و محدث بحرانى ، تصريح شده است به عدم اختلاف در آن . بلكه مرحوم استرآبادى تمايل دارند به اينكه اصالت عدم نسخ ، از ضروريات دين مبين اسلام است ، و ملحق كرده است مرحوم محدث بحرانى به اين اصالت عدم نسخ ، استصحاب عدم تخصيص و تقييد و عدم قرينه و . . .
و امّا تحقيق در مسئله اين است كه : به نظر ما حجّت بودن استصحاب ، به معناى اعتماد كردن در تحق يك شىء در زمان لا حقّ ( دوّم ) بر تحقّق آن در زمان ماضى ( اوّل ) ، مورد نزاع و اختلاف است ، بدون اينكه در اين نزاع فرقى ميان استصحاب وجودى و عدمى باشد .
بله ، گاهى در مواردى ، قاعدهء ديگرى تحقّق مىيابد كه موجب اخذ ( و رفتار با ) آن مطابق حالت سابقه مىشود . مثل : قاعدهء قبح عقاب بلابيان ( در برائت اصليه ) يا قاعدهء الدليل دليل العدم و يا قاعدهء ظهور الدليل ، الدّال على الحكم فى استمراره ، او عمومه او اطلاقه . يا غير از اين قواعد . و اين استفادهء از ساير قواعد ، ربطى به اعتبار و اعتماد به استصحاب ( به معناى حالت سابقه ) ندارد .
سپس شيخ مىفرمايد : ما در ميان علماى اماميّه كسى را پيدا نكرديم كه بين استصحاب وجودى و عدمى فرق گذاشته ( بگويد كليهء عدميّات از محل بحث خارجاند . )
آرى آقاى تفتازانى در شرح مختصر الاصول ابن حاجب به مذهب حنفيه نسبت داده كه آنان چنين تفصيلى دارند .
* * *