اگر ما در حكمى از احكام خدا كه ظهور دارد در عام زمانى شكّ بكنيم كه تخصيص خورده يا نه ، الاصل عدم التخصيص الزّمانى .
پس : اصالت عدم نسخ برگشت دارد به اصالت عدم تخصيص زمانى ، نه اينكه برگردد به آن استصحاب مصطلح .
از ديگر اصول عدميّهاى كه از مسلّمات است ، اصالة عدم تخصيص ، اصالة عدم تقييد ، اصالة عدم قرينه ، اصالة عدم النقل عن معناه الى آخر ، اصالة عدم الاشتراك و . . . مىباشند .
الحاصل : اين اصول تنها شباهت به استصحاب عدم دارند ، و انسان در هريك از آنها خيال مىكند كه دارد حالت سابقه را استصحاب مىكند و حال آنكه اينگونه نيست .
فى المثل : اصالت عدم تخصيص بدين معناست كه : يك زمانى اين عام تخصيص نخورده بود ، اكنون شكّ داريم كه بعدا تخصيص خورده است يا نه ؟ الاصل عدم التخصيص .
اين معنايش اين نيست كه ما حالت سابقه را استصحاب كرديم بلكه ما در اينجا به ظاهر لفظ تمسّك نموديم .
پس : حقيقت آن استصحاب نيست بلكه تمسّك به ظاهر است .
* * *
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 107
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٠٧