تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
محبّت است ، زيرا مقتضاى محبّت اين است كه مراد محبوب را فرمان برد و در چيزى كه مىخواهد و از محب مىطلبد نافرمانى نكند ، پس از فضائل دو قوه است . و مىتوان گفت : توبه عبارت است از مجموع علم به زيان گناهان و حجاب بودن آنها ميان او و خدا ، و پشيمانى حاصل از آن ، و آهنگ ترك معاصى در حال و آينده ، و تلافى گذشته ، و چون قصد ترك و تلافى از فعل دو قوه يا فعل نفس به واسطه آن دو قوه و اطاعت آنها از عاقله است ، و علم مذكور نيز از عاقله است ، پس توبه از فضائل قواى سه گانه مىباشد . توضيح حقيقت توبه اين است كه : وقتى بنده علم يقينى پيدا كرد كه گناهانى كه از او سر زده بين او و محبوبش حائل و مانع است ، از اين علم درد و اندوهى در دل او به سبب از دست دادن محبوب بر انگيخته مىشود ، و از گناهانى كه از وى صادر شده ، خواه افعال باشد يا ترك طاعات ، متأسّف و اندوهگين مىگردد ، و دردمندى و اندوهناكى او - به سبب فعل يا ترك آنچه موجب از دست دادن محبوب است - پشيمانى ناميده مىشود . و چون اين پشيمانى بر دل چيره گشت ، حالت ديگرى از آن برانگيخته مىشود به نام اراده و قصد نسبت به ترك گناهى كه ملازم اوست و تعلَّق به حال دارد ، و عزم بر ترك گناهى كه در آينده موجب از دست دادن محبوب در تتمّه عمر است ، و قصد تلافى آنچه در گذشته از دستش رفته است . پس علم - يعنى يقين به اينكه گناهان سمهاى مهلكاند - مطلب اول و مقدمه بقيه است ، زيرا هر گاه نور اين يقين بر دل بتابد ثمره آن سوز پشيمانى بر گناه خواهد بود ، كه دل را دردمند و اندوهگين مىسازد ، به طورى كه با تابش نور ايمان و يقين در مىيابد كه از محبوب خود محجوب گشته است ، همچون كسى كه در تاريكى نور خورشيد بر او بتابد ، و با پراكنده گشتن ابر از هوا يا بر طرف شدن حجاب منوّر و درخشان گردد ، و محبوب خود را ببيند كه در شرف هلاكت است ، و آتش محبّت در دلش شعله ورد شود ، و اين آتش اراده او را در جهت برخاستن براى تلافى و تدارك بر انگيزد . پس علم ، و پشيمانى ، و قصدى كه متعلَّق آن ترك در حال و آينده و تلافى گذشته است : سه معنى است كه به ترتيب حاصل شود و نام « توبه » را بر مجموع آنها اطلاق مىكنند .