تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
پدرت آدم را به واسطه يك ترك أولى از بهشت راندند ؟ حتى روايت است كه : « چون از آن درخت [ كه از آن نهى شده بود ] خورد زيورهاى بهشتى از تن او افتاد و عورتش ظاهر شد ، و جبرئيل عليه السّلام فرا آمد و تاج از سر او بر گرفت ، و از فراز عرش [ به او و حوّا ] ندا رسيد : از نزديك من دور شويد ، كه هر كه مرا نافرمانى كرد شايسته جوار من نيست ، پس آدم با ديده گريان به حوّا نگريست ، و گفت : اين اوّل شومى گناه است كه ما را از جوار دوست بيرون كرد » . و روايت است كه : « خداى تعالى فرمود : اى آدم چگونه همسايه اى براى تو بودم ؟ عرض كرد : پروردگارا نيكو همسايه بودى فرمود : اى آدم از همسايگى من بيرون رو و تاج كرامتم را از سر بنه ، كه هر كه مرا معصيت كرد در كنار من نخواهد بود » . و روايت است كه : « آدم بر گناه خود دويست سال گريست تا خدا توبه او را پذيرفت و از ترك أولاى او گذشت » . و هر گاه مؤاخذه او با دوست و برگزيده اش چنين باشد ، پس رفتارش چگونه خواهد بود با ديگران كه گناهان بيشمار از آنها سر مىزند . پيوست توبه و تعريف آن ضدّ اصرار بر گناه توبه است ، و آن بازگشت از گناه گفتار و كردار و انديشه است ، و به عبارت ديگر : توبه پاك ساختن دل از گناه و بازگشتن از دورى درگاه الهى به نزديكى است ، و به عبارت ديگر : ترك گناهان كنونى و عزم بر ترك آنها در آينده و تلافى و تدارك تقصير گذشته است . و همان گونه كه اصرار بر گناه و نافرمانى از رذائل دو قوه غضب و شهوت است ، بازگشت از آن و ترك آن از فضائل اين دو قوه است ، بدين معنى كه عزم بر ترك هر گناهى ، از عمل يك ياد دو قوّه و از فعل نفس به كمك آن دو و اطاعت آن از عاقله مىباشد ، اگر چه انگيزه بازگشت و بر انگيخته شدن نفس و آن دو قوه براى بازگشت و ترك ، همان شناخت زيان بزرگ گناهان و حجاب بودن آنها ميان بنده و محبوب باشد . و مىتوان گفت : توبه بازگشت از گناه است ، و آن از نتايج و ثمرات ترس و