تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
دوم - آنكه به سوى خداى تعالى توبه و بازگشت كند توبه اى خالص ، و مظلمه هائى كه از مردم بر گردن اوست رد كند و ذمّهء خود پاك سازد ، و دل از همهء علايق بر كند و متوجّه خدا شود ، و تصور كند كه از اين سفر بر نخواهد گشت ، و وصيّت خود را دربارهء اهل و فرزندان خود بنويسد ، و آمادهء سفر آخرت شود ، كه اين سفر مقدّمهء آن سفر است ، و قرارگاه در آنجا و بازگشت بدان است . و بايد در وقت آماده شدن از اين تذكَّر غفلت نكند ، و بهنگام قطع علايق براى سفر حج قطع علايق براى سفر آخرت را ياد كند . سوم - در نفس خود متذكَّر قدر و عظمت خانه و قدر و عظمت صاحب خانه گردد ، و بداند كه اهل و اولاد و وطن را ترك نموده و از يار و ديار جدا شده و عزم امرى عظيم الشأن و رفيع القدر كرده : و آن زيارت خانهء خداست كه آن را خانهء ثواب و بازگشت مردم قرار داده ، پس اين سفر او همانند سفرهاى دنيا نيست . و بايد به ياد آورد كه چه امرى اراده كرده ، و رو به چه جائى آورده ، و قصد زيارت كه را دارد ، و بداند كه متوجه زيارت پادشاه پادشاهان و از جملهء زائران اوست كه دعوت او را اجابت كرده‌اند ، و با تشويق او مشتاق شده‌اند ، و اين سفر را خواسته است و ايشان به جان و دل پذيرفته‌اند و علايق را قطع كرده‌اند و خلايق را ترك نموده‌اند و به خانهء رفيع القدر و عظيم الشأن خدا روى آوردند ، كه به ديدن خانه از ديدار خداوند خانه ايشان را تسليتى باشد تا آنگاه كه به نهايت آرزوى خود برسند و سعادت نظر به جمال مولايشان روى نمايد . پس بايد در دل خود اهمّيّت سفر و عظمت خانه و جلالت صاحب خانه را متذكَّر شود ، و شرط تعظيم بجا آورد ، و بر اين نيّت باشد كه اگر نرسيد و مرگ در راه فرا رسد به ديدار پروردگار مىرود چنان كه وعده فرموده است ( و من يخرج من بيته مهاجرا إلى اللَّه و رسوله ثمّ يدركه الموت فقد وقع أجره على اللَّه ) چهارم - آنكه نفس خود را از هر چه دل او را مشغول و خاطر او را در راه يا مقصود پريشان مىكند از معامله يا مانند آن خالى و فارغ سازد تا همّت و انديشهء او تنها براى خدا باشد و دل او مطمئن بوده و متوجه ياد خدا و بزرگداشت شعائر او گردد ، و در هر حركت و سكونى متذكَّر آخرت و احوال مناسب آن باشد . پنجم - اينكه توشهء سفر او از حلال باشد و در آن وسعت و فراخى دهد و نيكوى