فصل 95 دعاى استفتاح
و امّا دعاى استفتاح ، اول كلمات آن اين است : « وجّهت وجهي للَّذى فطر السّموات و الأرض »
« روى خود را به جانب آن كه آسمانها و زمين را آفريده است كردم » ، و معلوم است كه در اينجا مراد روى دل است نه روى ظاهر ، زيرا خداى سبحان از مكان و جهت منزّه است تا روى ظاهر به او شود . پس مراد و مدّعاى تو اين است كه روى دل خود را به سوى خالق آسمانها و زمين كرده اى ، زنهار كه در آغاز مناجات سخن تو دروغ باشد ، زيرا اگر دل تو متوجّه آرزوهاى خود و همّت و فكرش در خانه و بازار باشد ، يا در پرتگاه وسوسه ها بيفتد ، يا غافل باشد ، متوجه خدا نخواهد بود ، و تو در نخستين سخن خود با پروردگار خويش دروغگو خواهى بود . پس بكوش كه دل خود را از غير او خالى كنى ، هر چند بر دوام نتوانى ، تا لااقل در آغاز گفتار دروغزن نباشى .
و چون گوئى : « حنيفا مسلما ، »
در خاطرات آيد كه مسلمان كسى است كه مسلمانان از دست و زبان وى در امان باشند . و اگر چنين نباشى دروغگو خواهى بود ، پس بكوش تا عزم آن داشته باشى كه در آينده چنين باشى ، و بر احوال گذشته پشيمان شوى .
و چون گوئى : « و ما انا من المشركين ، »
شرك خفى را به خاطر آر ، كه آن هم داخل در شرك است ، كه شرك بر اندك و بسيار اطلاق مىشود . پس اگر در جزئى از
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 434
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٤٣٤