تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠

فصل 92 تكبيرات

و امّا هنگامى كه تكبير گوئى ، سزاوار است كه عظمت و جلال خدا و حقارت و ذلَّت خويش را در جنب عظمت او به خاطر آورى ، و كوتاهى خود را از قيام به وظايف خدمت او متذكَّر شوى . و چون گوئى : « اللَّهمّ انّك أنت الملك الحقّ » « خدايا توئى پادشاه به حق » ، عظمت ملك او و قدرت عام و استيلاى او را بر همهء عوالم به ياد آر ، و سپس ذلَّت و انكسار خود را متذكَّر شو . و چون گوئى : « لبّيك و سعديك و الخير في يديك ، و الشّرّ ليس إليك » « اجابت باد تو را ، اينك من و فرمان تو همهء خيرات در دست توست ، و شرّ و بدى را در ساحت تو راه نيست » ، خود را در پيشگاه او به نظر در آور ، و با يقين باش كه او از خود تو به تو نزديكتر است ، سخن تو را مىشنود و دعاى تو را پاسخ مىگويد ، و بدان كه خير دنيا و آخرت به دست اوست نه به دست غير او ، و او خير محض است و از شرّ و بدى منزّه . و چون گوئى : « عبدك و ابن عبديك ، منك و بك و لك و إليك » « من بنده و بنده زادهء توأم ، هستى من از تو و قوام من به توست ، از آن توأم و به تو باز مىگردم » ، اعتراف كرده اى كه بندهء اويى و او پروردگار و آفريدگار و مالك و ايجاد كنندهء توست ، و تو اثر و فعل اويى ، وجود تو از او و قوام تو به او مالكيّت تو براى او و بازگشت تو به اوست ، پس تو از اويى و او تو را وانخواهد گذاشت و رحمت خود را از تو دريغ نخواهد داشت ، پس نفس ضعيف و عاجز خود را بر آستانهء او بيفكن ، و امور دنيا