و امّا مقصود از ركوع و سجود جز تعظيم نيست ، و تعظيم الهى چگونه با غفلت جمع مىشود ، و عمل چون از تعظيم بيرون رود چه مىماند بجز خم كردن پشت و جنبانيدن سر ، و اين عمل چندان مشقّتى ندارد تا مقصود امتحان باشد ، چنان كه در اعمال حج و دادن مال در زكات ، و خوددارى از خواهشها در روزه مشقّت وجود دارد . پس مجرّد اين حركات سبك و آسان چگونه ستون دين و فاصلهء ميان كفر و اسلام و سر همهء عبادات است ، و تاريك عمدى آن محكوم به قتل مىشود ؟ و چون حضور قلب و خشوع و خشيت مقصود كلَّى از نماز است ، آيات و اخبار بسيار در ترغيب بر آنها و فضيلت و ستايش اهل آنها و مذمّت غفلت و دل مشغولى در امور دنيا و وسوسه هاى باطل در حال نماز رسيده است ، و نيز اخبار دلالت دارد كه انبياء و اوصياء و بزرگان اولياء به هنگام اشتغال در نماز در نهايت توجّه و خشوع و خوف بودند . خداى سبحان مىفرمايد :
الَّذينَ هُم في صَلاتِهِم خاشِعُونَ 23 : 2 ( مؤمنون ، 2 ) .
« [ مؤمنان ] كسانى هستند كه در نماز خود ترسان و خاشعاند » .
و مىفرمايد : وَاقِمِ الصَّلاةَ لِذِكرى 20 : 14 ( طه ، 14 ) « نماز را براى ياد كردن من به پا كن » .
و غفلت ضدّ ياد كردن است ، پس هر كه در نماز خود غافل باشد به پا كنندهء نماز براى ياد او نيست . و مىفرمايد :
وَ لا تَكُن مِنَ الغافِلينَ 7 : 205 ( اعراف ، 204 ) .
« و از غافلان مباش » .
و مىفرمايد : فَوَيلٌ لِلمُصَلِّينَ ، الَّذينَ هُم عَن صَلاتِهِم ساهُونَ 107 : 4 - 5 ( ماعون ، 4 - 5 ) « و اى بر آن نمازگزاران ، كه از نماز خود غافلند » .
آنان را با آنكه نماز گزارند بر غفلت از نماز مذمّت مىكند ، نه براى اينكه نماز را ترك مىكنند .
و مىفرمايد : لا تَقرَبُوا الصَّلاةَ وَانتُم سُكارى حَتَّى تَعلَمُوا ما تَقُولُونَ 4 : 43 ( نساء ، 43 ) .
« در حال مستى و بيهوشى نزديك نماز مشويد تا بفهميد چه مىگوئيد » .
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 406
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٤٠٦