فصل 82 حقيقت نماز
ما دربارهء آنچه متعلَّق به ظاهر نماز است از اجزاء و شرايط و احكام بحثى نداريم ، زيرا بيان آن بر عهدهء علم فقه است . پس در اينجا به معانى باطنى كه حيات نماز به آنها بسته است و به اسرار و آداب نهانى كه به اجزاء و شرايط ظاهرى آن تعلَّق دارد اشاره مىكنيم تا بنده بهنگام نماز آنها را در نظر بگيرد و مراعات نمايد .
پس مىگوئيم : معانى باطنى كه روح نماز و حقيقت آن هستند هفت چيز است :
اول - اخلاص و قصد قربت و خالى بودن آن از آلودگى به ريا ، كه تفصيل آن گفته شد .
دوم - حضور قلب : و آن عبارت است از فارغ ساختن دل از غير آنچه به آن مشغول است ( يعنى نماز ) و سخن او در آن است ، تا اينكه بداند چه مىكند و چه مىگويد ، بدون آنكه فكر او به جاى ديگر رود . پس مادامى كه فكر از غير آنچه در آن است ( يعنى نماز ) منصرف است ، و در دل او ياد نماز هست و از آن غفلت نمىكند حضور قلب حاصل است . و حضور قلب آگاهى به رو آوردن و توجه به نماز و گاهى به خشوع دل تعبير مىشود . زيرا خشوع در نماز دو نوع است : يكى خشوع دل ، و آن عبارت است از اينكه آدمى جميع حواس خود را متوجه نماز سازد و همهء انديشه و همّت او نماز باشد ، به نحوى كه جز معبود در دل او نباشد . و ديگرى خشوع جوارح ، و آن عبارت است از اينكه چشم خود را به زير افكند ، و به چيز ديگر التفات ننمايد ، و با چيزى بازى نكند ، و دهن دره و خميازه نكشد ، و انگشتان پاى خود را