تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
رو به قبله بدارد . و بالجمله : حركتى براى غير نماز نكند و چيزى از مكروهات مرتكب نشود و اينها را گاهى به خضوع تعبير كرده‌اند . سوم - فهميدن معنى آنچه مىگويد : و اين امرى است غير از حضور قلب . زيرا ممكن است كسى حضور قلب داشته باشد ولى معنى لفظ را نفهمد . پس مراد از فهميدن اين است كه دل او علم به معنى لفظ داشته باشد . و اين مقامى است كه حال مردم در آن متفاوت است ، زيرا مردم در فهميدن معانى قرآن و تسبيحات مشترك و يكسان نيستند ، چه بسا معانى لطيفى كه بعضى از نماز گزاران در اثناى نماز مىفهمند كه هرگز پيش از آن به خاطرشان خطور نكرده و ديگرى آن را نمىفهمد . و از اين جهت است كه نماز از كار زشت و ناپسند باز مىدارد ، زيرا نماز گزار امورى را مىفهمد كه ناگزير مانع از كار زشت و ناپسند است . چهارم - تعظيم : و آن امرى است غير از حضور قلب و فهميدن . زيرا آدمى بسا غير خود را مخاطب قرار مىدهد در حالى كه دلش حاضر است و معنى لفظ را مىفهمد ولى او را بزرگ نمىدارد . پنجم - هيبت : و آن افزون بر تعظيم است ، و عبارت است از ترسى كه به سبب عظمت پديد مىآيد ، زيرا كسى كه ترس و بيمى ندارد ترسان و بيمناك ناميده نمىشود . و هر خوفى را هيبت و مهابت نمىگويند ، بلكه خوفى است كه به سبب بزرگداشت حاصل مىشود . ششم - اميدوارى : و شكَّى نيست كه آن امرى است علاوه بر آنچه ذكر شد . چه بسا كسى كه پادشاهى را تعظيم كند و از او ترس و هيبت داشته باشد ولى اميدى به نيكى و احسان او نداشته باشد . و حال آنكه بنده بايد بواسطهء نماز خود به ثواب الهى اميدوار باشد ، چنان كه به سبب تقصير خود از عقاب او ترسان است . هفتم - حيا : و سبب آن آگاهى به تقصير و ياد آورى گناه است ، و اين زائد بر تعظيم و خوف و رجاء است ، زيرا تصور اينها غير از مفهوم حياء است و ممكن است بدون تذكَّر تقصير و ارتكاب گناه باشد .
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 404 | ملا محمد مهدي النراقي / دكتر سيد جلال الدين مجتبوي