مركَّب است ، و اين اجزاء در فضيلت و اهتمام به آنها متفاوتند ، بعضى از آنها بمنزلهء روح است و بعضى بمثابهء اعضاء رئيسه و بعضى در حكم ديگر اعضاء .
توضيح مطلب اين است كه : انسان - مثلا - چون حقيقتى است مركَّب از اجزاء معيّن ، موجودى كامل نمىباشد مگر به معنى باطنى كه همان روح است ، و اعضاء محسوسى كه بعضى در درون او و بعضى در ظاهرند . و اين اعضاء در مراتب مختلفند ، زيرا بعضى از آنها چيزى است كه به عدم آنها انسان نيز معدوم مىشود و به زوال آنها زندگى نيز زايل مىگردد ، مانند قلب و مغز و كبد و معده و امثال اينها .
و بعضى ديگر چيزى است كه اگر چه به نبودن آنها اصل زندگى از ميان نمىرود ، ليكن تماميّت انسان از ميان مىرود و ناقص مىگردد ، مانند دست و پا و چشم و امثال اينها . و بعضى ديگر چيزى است كه با بر طرف شدن آن زيبائى بر طرف مىشود ، مانند دو ابرو و ريش و مژگان و امثال اينها ، و بعضى ديگر چيزى است كه با زوال آن تماميّت و كمال حسن زايل مىشود نه اصل آن ، مانند كمانى بودن ابرو ، و تناسب خلقت ، و سياهى مو ، و آميختگى سفيدى و سرخى رو ، و امثال اينها .
همچنين نماز حقيقتى است مركَّب ، و صورتى است كه شرع از امور متفاوت نگارش و تصوير كرده و ما را به اكتساب آن امر نموده . و روح آن : نيّت و قصد قربت و حضور قلب و اخلاص است ، و اعمال اركانى آن : از تكبيرة الاحرام و ركوع و سجود و قيام بمنزلهء اعضاء رئيسه است كه به ترك آنها نماز تماما از ميان مىرود ، و تحقّق و صحّت آن بدون آنها ممكن نيست . و ساير اعمال واجب آن : از فاتحه و سوره و ذكر ركوع و دو سجده و طمأنينه در آنها و تشهّد و سلام دادن و غير اينها از اعمال واجب كه نماز به ترك آنها از روى عمد نه سهو باطل مىشود ، و اينها بمنزلهء دست و پا و آلات تناسل و غير اينهاست ، كه به زوال آنها زندگانى گاهى از دست مىرود و گاهى نمىرود . و اعمال مندوب و مطابق سنّت و آداب مستحب : از قنوت و دعاى افتتاح و تكبيرات بيشتر علاوه بر تكبيرة الاحرام ، و تعوّذ ( پناه گرفتن ، اعوذ باللَّه گفتن ) ، و زائد بر قدر واجب در تشهّد و سلام ، و غير اينها كه نماز به ترك آنها از روى عمد يا سهو باطل نمىشود ، و ليكن از حسن و كمال و فزونى اجر و ثواب بيرون مىرود ، و بمنزلهء ابروان و كمانى بودن آنها و ريش و مژگان و تناسب خلقت و غير
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 401
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٤٠١