اختلاف جهت ممكن نيست .
و اگر گفته شود : شناخت نعمتها از خدا داخل در حقيقت شكر است ، و داخل در صبر نيست ، پس به اين دليل شكر بايد برتر از صبر باشد .
گوئيم : در شقّ اوّل ، يعنى در صورت همانى و اتحاد ، شناخت نعمت داخل در صبر است ، و در شقّ دوم و در صورت استلزام ، شناخت بلا از خدا داخل در صبر مىشود . پس همچنانكه شكر گزار نعمت دو چشم را از خدا مىبيند ، همچنين شكيبا بلا را از خدا مىداند ، پس آن دو در معرفت مساوىاند . امّا جميع آنچه در فرق بين صبر و شكر گفته شد تنها هنگامى است كه حقيقت صبر خوددارى باشد از شكايت در بلا با وجود كراهت و دردمندى ، [ 1 ] و بنا بر اين رضا و خشنودى بالاتر از آن است ، قطع نظر از اينكه صبر نيز شكر است ، و شكر بالاتر از رضاست ، زيرا صبر با تألَّم و رضا ممكن است به سبب چيزى باشد كه نه درد و رنجى در آن است و نه شادى و فرحى ، و شكر ممكن نيست مگر بر محبوبى كه به آن شاد شود ، و اگر در مفهوم صبر كراهت و تألَّم اعتبار نشود ، رضا و شكر يكى از درجات آن مىگردد ، زيرا حال بنده در محبّت ممكن است به مرتبه اى برسد كه از بلا دردمند نشود يا به آن شادمان گردد ، از آن رو كه آن را از محبوب خود مىبيند . و در اين صورت ، ترك شكايت در بلا با وجود كراهت صبر است ، و بدون آن رضاست ، و با شادمانى به آن شكر است .
آگاهى قانون كلى در شناخت فضائل
بدان كه معيار و قانون كلَّى در شناخت فضائل اعمال و احوال و ترجيح بعضى بر بعضى ديگر در نزد صاحبدلان اين است كه : عمل هر چه تأثيرش در اصلاح دل و
هامش
[ 1 ] استاد بشر محقّق طوسى - قدّس سرّه - در تعريف صبر گفته است : « صبر خوددارى از جزع و بىتابى هنگام پيشامد مكروه است ، و آن درون را از اضطراب و نا آرامى و زبان را از شكايت و اعضاء را از حركات غير عادى باز مىدارد . . . » .