تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
بر بلا ، بازداشتن نفس است از جزع و بىتابى براى بزرگداشت خدا . و اين عين شكر است ، زيرا هر طاعت خداى سبحان شكر است ، و در شكر بر نعمتهاى مطلق نفس از كفران و ناسپاسى منع مىشود ، و اين همان صبر از معصيت است . و اگر بگويى : پس بنابراين ، صبر و شكر در يك محل و به يك جهت جمع مىشوند ، و حال آنكه گفته شد كه آن دو متضادّند ، زيرا صبر همراه و ملازم درد و رنج است و شكر همراه و ملازم شادى و فرح است ، و گفتى كه اجتماع صبر و شكر در محل واحد از دو جهت متغاير مىباشد نه از جهت واحد . گوئيم : امتناع اتّحاد آن دو تنها در صبر و شكر بر چيزى است كه در عين حال هم نعمت و هم بلاست زيرا ممكن نيست كه صبر بر فوت فرزند - يعنى خوددارى از جزع - عين شكر بر نعمت باشد . زيرا مرگ فرزند نعمت نيست ، بلكه مستلزم نعمت است . پس شكر بر امر لازم و صبر بر امر ملزوم است ، پس دو جهت صبر و شكر مختلفند و بنا بر اين اتحادى در ميان نيست . و آنچه ما دربارهء اتحاد گفتيم تنها شكر و صبر بر نعمت و ترك معصيت يا بر بلا و طاعت است . و ادّعا كرديم كه هر كه نعمتى به دو رسيد و آن را از خدا دانست و شكر كرد و به آن شادمانى نمود ، و به مقتضاى شادى عمل كرد يعنى حمد الهى يا طاعتى ديگر بجا آورد ، اين شكر عين صبر و خوددارى از معصيت ( يعنى كفران و ناسپاسى ) يا صبر بر طاعتى است كه حمد كردن و غيره باشد . همچنين است هر كه به بلائى مبتلا شود و بر آن بواسطهء خوددارى از جزع و بىتابى صبر كند . پس اين صبر همان شكر به اداء طاعتى است كه بزرگداشت خدا بوسيلهء خوددارى از بىتابى يا از معصيتى است كه همان جزع و اضطراب باشد . و اين اتحاد و همانى در هر صبر و شكرى صادق و جارى است ، و شكرى كه از روى صبر از اين جهت نباشد تحقّق ندارد ، و بالعكس . و اصلا بين آن دو تضاد و غيريّتى نيست ، و استلزام و اختلاف جهت فقط در صبر بر بلا و شكر بر نعمتهائى است كه مستلزم آن است ، و در اينجا اتّحاد آن دو ممكن نيست زيرا با هم تضاد دارند . و در اين صورت ، صبر و شكر كه به سبب اختلاف جهت از يكديگر متمايزند از حيث ملاحظهء اعتبار سابق عين يكديگرند ، پس ترجيح يكى بر ديگرى نيز با وجود