امّا صبر و خوددارى از معاصى از اين جهت دشوار است كه همهء آنها از خواهشهاى نفس است ، و صبر كردن از گناهانى كه به آنها الفت گرفته و معتاد شده سختتر و مشكلتر است ، زيرا عادت مانند طبيعت پنجم است ، و از اين رو مىبينى كه هر معصيتى كه شايع و تكرار شد آدمى آن را كمتر زشت و ناپسند مىشمرد ، چنان كه پوشيدن جامهء ابريشمى را بيشتر بعيد و ناروا مىداند از گشودن زبان در طول روز در عرض و آبروى مردم ، با اينكه غيبت - چنان كه در اخبار آمده است - از زنا بدتر است . پس چون عادت به خواهش نفس بپيوندد ، دو لشكر از سپاه شيطان در برابر لشكر خدائى پشت به يكديگر مىدهند ، و از اين رو ترك آن دشوارتر مىشود .
و معصيتى كه ارتكاب آن آسانتر است صبر و خوددارى از آن دشوارتر است ، مانند گناهان زبان از غيبت و دروغ . و اگر معصيت مشتمل باشد بر آنچه مقتضى طبع آدمى است از برترى جوئى و غلبه ، مانند سخنانى كه موجب رد و نفى شخص ديگر و طعن و عيب كردن اوست ، و متضمّن ستايش و ثناى خود به تصريح با تعريض و كنايه باشد ، صبر از آنها دشوارتر است . زيرا در اين مورد - كه ارتكاب آن آسان است و به آن الفت گرفته و معتاد گرديده است - دو خواهش نفس در آن به يكديگر اضافه شده :
يكى نفى كمال از غير خود ، و ديگرى اثبات آن براى خود . و ميل نفس به چنين معصيتى در نهايت كمال است ، زيرا به وسيلهء آن آنچه مقتضى طبع آدمى از تفوّق و برترى جوئى است تمام و كامل مىشود ، پس صبر از آن در غايت دشوارى و صعوبت است .
از آنچه گفته شد معلوم مىشود كه : بيشتر گناهانى كه شايع و منتشر مىشود از زبان سر مىزند . پس هر كسى بايد در حفظ زبان خود بكوشد و هر سخنى كه مىخواهد بگويد ابتدا در آن بينديشد ، اگر گناهى در آن نبود بگويد و گر نه آن را ترك كند ، و اگر قدرت بر اين نداشت و زبانش در گفتگوها به اطاعت او نبود بايد عزلت و تنهائى گزيند و از سخن گفتن با مردم كناره گيرد تا زبان به اختيار و اطاعت او در آيد . و چون دشوارى و آسانى صبر در يكايك گناهان به اختلاف انگيزهء آن گناهان از لحاظ قوّت و ضعف متفاوت است ، هر طالب سعادتى بايد بداند كه انگيزهء نفس او به كدام معصيت شديدتر است ، پس سعى او در ترك آن بايد بيشتر باشد .
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 374
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٣٧٤