تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
صرف است ، و رشد بيدار كردن انگيزه است تا به حركت در آيد ، و تسديد كمك و يارى كردن به وسيلهء تحريك اعضاء است به سوى صواب و سداد . و وجه كمك بودن تسديد در طلب خير نيز از خود معناى آن روشن و واضح است . و امّا تأييد ، جامع همهء اينهاست ، زيرا عبارت است از تقويت امر او با بصيرت ، پس از اين جهت گوئى از درون است ، و به سبب نيرو و صلابت و مساعدت اسباب از بيرون است . و عصمت به اين نزديك است ، و آن عبارت است از امرى الهى كه بواسطهء آن در باطن آدمى مانعى پديد مىآيد ، و بدان وسيله انسان بر جستجوى خير و دورى از شرّ تقويت مىشود ، تا جايى كه همچون مانعى درونى و غير محسوس مىگردد كه از شر باز مىدارد . و همين است مراد از برهان پروردگار در قول او - تعالى - : وَ لَقَد هَمَّت بِه وَهَمَّ بِها لَو لا ان رَأى بُرهانَ رَبِّه 12 : 24 ( يوسف ، 24 ) « وى ( آن زن ) آهنگ يوسف كرد و يوسف ، اگر برهان پروردگار خويش نمىديد ، آهنگ وى مىكرد » .

آگاهى و بيدار باش

بدان كه نعمتهاى اخروى ، كه به خودى خود غايات مطلوب هستند ، و تفصيل آنها و اسباب آنها و آنچه وجود آنها به آن بستگى دارد ، تا منتهى شود به مسبّب الاسباب ، درك آنها ممكن نيست ، و عقول بشرى از فهم اندكى از آنها قاصر است تا چه رسد به بسيار آنها . و امّا آن وسائل چهارگانه نعمتهايى است كه هر يك از آنها نيز به چهار قسم منقسم مىشود ، كه مجموع آنها شانزده قسم مىگردد ، و هر يك از اين شانزده قسم اسبابى را مىطلبد ، و آن اسباب اسبابى ديگر را ، تا سرانجام منتهى شود به مسبّب - الاسباب و موجد كل . و كسى كه تفكر كند مىداند كه هر يك از آنها متوقّف است بر نعمتها و اسباب ديگرى كه بهم پيوسته و از حدّ شمار بيرون است . مثلا تحقّق