فَاعتَبِرُوا يا أُولِى الأبصارِ 59 : 2 ( حشر ، 2 ) « پس عبرت گيريد اى بينايان و صاحبان نظر » و از آنان بعضى نابينا و بىبصيرتند و پند و عبرت نمىگيرند ، و در عالم ملك و شهادت محبوسند ، و به زودى درهاى جهنّم به روى آنان گشوده خواهد شد . و امّا سوم ، بيشتر مردم از اين گونهاند . و امّا چهارم ، از بادهء دنيا سرمستند ، از آن رو كه بيشتر مردم از ادراك لذت علم كوتاه دست و ناتوانند ، يا به سبب نچشيدن آن ، كه هر كه نچشيد نشناخت و مشتاق نشد ، زيرا شوق فرع ذوق است ، و اين يا بواسطهء كوتاهى فطرت آنهاست و [ يا به سبب ] متّصف نشدن به صفتى كه از علم لذت مىجويد ، همچون كودك شير خوارى كه لذت عسل را درنمىيابد ، و جز به شير لذت نمىبرد ، حيات درونى آنها نيز همانند طفل است . و يا به علَّت بيمارى دل يا مرگ آن به سبب پيروى شهوات ، مثل بيمارى كه لذت شيرينى را ادراك نمىكند ، يا مرده اى كه از ادراك ساقط شده ، آنها نيز بواسطهء پيروى شهوات همانند بيماران يا مردگانند .
قسم دوم - فضائل بدنى : و آن چهار چيز است : تندرستى ، و قوّت ، و طول عمر ، و جمال .
قسم سوم - نعمتهاى بيرون از تن كه با تن نسبتى دارند : و عبارتند از مال ، و جاه ، و اهل ، و بزرگى تبار و خويشان .
قسم چهارم - اسبابى كه از جهتى با فضائل نفسى مناسبت دارد ، و به نعمتهاى توفيقى تعبير مىشود ، و عبارتند از : هدايت و رشد الهى ، و توفيق صواب و سداد از جانب خدا ، و تأييد او .
و اين چهار قسم نعمت بعضى به بعضى ديگر بستگى دارد تا منتهى شود به سعادتى كه لذاته مطلوب است . و اين بستگى يا بر سبيل لزوم و ضرورت است ، مانند بستگى سعادت آخرت به فضائل نفسى و بدنى ، و بستگى فضائل نفسانى به تندرستى ، يا بر سبيل نفع و كمك ، مانند بستگى فضائل نفسى و بدنى به نعمتهاى خارج از بدن . و وجه مددكار و نافع بودن اين فضائل در تحصيل علم و تهذيب اخلاق و تندرستى روشن و آشكار است .
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 319
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٣١٩