ذكر شد ، و جامع علم و عفّت و شجاعت و عدالت است ، و با اينكه خود اينها موجب لذتاند ، همچنين وسيلهاند براى نعمتى كه آن غايت غايات است بدون وساطت وسيله اى ديگر . و به اين دليل گفتيم : آنها نزديكترين و خاصترين وسائلاند . و شريفترين آنها علم است ، و اشرف افراد علم : علم به خدا و صفات او و ملائكه و رسولان اوست ، و علم به احوال جهان ديگر ، و علم رفتار كه راجع به علم اخلاق است ، زيرا اين علم بدون وساطت چيزى ديگر به سعادت حقيقى رهنمون مىشود ، و ديگر علوم از اين حيث مقصودند كه وسائل رسيدن به اين علماند . و اين فضائل در دنيا و آخرت لذت آور و سودمندند ، يعنى به راحت هر دو سرا رهنمون مىشوند ، و در همهء احوال نيكو و زيبا و پسنديدهاند . و ضدّ آنها - يعنى جهل و اخلاق بد - در دو جهان الم انگيز و مطلقا زشت است . و ساير صفات جامع اين اوصاف نيست . زيرا خوردن طعامهاى نيكو و لذيذ هر چند موجب لذت و نفع يعنى راحت و خوشى در زمان حال است ، و ليكن به مال زيان مىرساند ، و ترك شهوتها به عكس اين است .
امّا لذت معرفت و فضائل اخلاقى جاويدان و همراه آدمى است و هيچگاه زايل نمىشود ، نه در دنيا و نه در آخرت ، و عقلى است يعنى تنها عقل آنها را ادراك مىكند نه ديگر حواس . و امّا لذتهاى ديگر ، در بعضى از آنها انسان و بعضى از حيوانات شريكند ، مانند لذت غلبه و استيلا كه در شير و پلنگ نيز يافت مىشود .
و در برخى ديگر انسان و ساير حيوانات مشتركند مانند لذت شكم و فرج كه پستترين لذات است ، و از اين جهت همهء حيوانات حتى كرمها و حشرات در آن شريكند . و هر كه از اين لذت فراتر رفت لذت غلبه و استيلا گريبانگير او مىشود ، و اگر از آن هم فراتر رفت به لذات عقلى ارتقا مىيابد ، و لذت معرفت براى او نزديكترين لذتها مىگردد ، بخصوص لذت معرفت خدا و شناخت صفات و افعال او ، و اين مرتبهء صدّيقان است ، و هنگامى به درجهء كمال مىرسد كه حبّ رياست از دل بيرون رود ، كه آخرين چيزى كه از سرهاى صدّيقان بيرون مىرود حبّ رياست و جاه است ، و از اين رو بكلَّى ريشه كن كردن آن ، به نحوى كه ديگر احساس نشود ، تقريبا از توانائى بشر خارج است .
بلى بسا كه لذت معرفت چنان بر احوال آدمى غلبه كند كه احساس لذت جاه
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 317
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٣١٧