تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
دنيا شاد نشود مگر به آنچه كشتزار آخرت و مددكار تحصيل آن باشد ، و از هر نعمتى كه او را از ياد خدا باز دارد و سرگرم كند و مانع راه حق شود غمگين و محزون گردد ، زيرا او نعمت را نه براى خود آن بلكه براى اين مىخواهد كه وى را به جوار منعم و قرب و لقاء او برساند . و امّا ركن سوم ، عمل كردن به موجب شادى حاصل از معرفت منعم است ، و آن عبارت است از قيام به آنچه مقصود و محبوب منعم است ، و به دل و زبان و جوارح تعلَّق دارد . امّا متعلق به دل ، قصد خير و در دل داشتن آن است براى همهء خلق . و امّا متعلق به زبان ، اظهار شكر خدا به حمد و ثناى اوست . و امّا متعلق به جوارح ، به كار بردن نعمتهاى خداست در طاعت او ، و خوددارى و پرهيز ز استعمال آنها در معصيت او ، حتّى از جملهء شكر چشمها اين است كه هر عيبى كه از مسلمانى بيند بپوشاند و نديده انگارد ، و از جمله شكر گوشها آنست كه هر عيبى كه از مسلمانى شنود پنهان دارد و نشنيده پندارد ، اينها و امثال اينها از جمله شكر نعمت اعضاء است . بلكه گفته‌اند : هر كه نعمت چشم را كفران كند و در آنچه براى آن آفريده شده به كار نبرد كفران نعمت خورشيد را نيز كرده ، زيرا ديدن با آن ميسّر مىگردد ، و هر آينه ديدگان براى ديدن آنچه در دين و دنياى آدمى سودمند است و نگاهداشت وى از آنچه به او زيان مىرساند خلق شده است . بلكه مراد از آفرينش آسمان و زمين و خلقت دنيا و اسباب آن اين است كه مردمان بوسيلهء آنها براى وصول به خدا مدد جويند ، و رسيدن به او جز به محبّت او و انس به او در دنيا و دورى از دنيا و فريفتگى و لذّات و دلبستگيهاى آن امكان پذير نيست ، و هيچ انسى جز به دوام ذكر و هيچ محبّتى جز به معرفتى كه به دوام فكر حاصل مىشود ميسّر نيست ، و ذكر و فكر جز به بقاء بدن ممكن نيست ، و بدن جز به خاك و آب و هوا و آتش پايدار نيست ، و اين تمام نمىشود جز به آفرينش زمين و آسمان و ديگر چيزها و اين همه براى بدن است ، و بدن مركب نفس است ، و نفسى كه به خدا باز مىگردد نفس مطمئنّه است به سبب طول عبادت و معرفت . پس هر كه چيزى را در غير طاعت خدا به كار برد نعمت خدا را در همهء اسبابى كه براى اقدام به آن معصيت از آنها ناگزير است كفران نموده است . و چون حقيقت شكر را شناختى ، حقيقت كفران را نيز با مقايسه خواهى شناخت ،