تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
نيرومند صاحب خدم و حشم و شوكت و سطوت كه بىسببى آشكار عاجز و خوار و زبون گشتند ، و بسا ذليل و ناتوانى كه قوّت و استيلا يافتند . و هر كه در اين مطلب تأمّل كند مىداند كه امور به دست قدرت خداوند است ، پس بايد بر او وثوق و اعتماد كند . و ملاك اين است كه بداند كه امور اگر به قدرت خداى سبحان بىدخالت اسباب و وسائط باشد ، پس توكَّل نكردن بر او و اعتماد به ديگرى نهايت جهل است ، و اگر براى غير خداى سبحان از وسائط و اسباب دخالت و تأثيرى هست ، پس توكَّل از جمله اسباب كفايت امور و بر آمدن حاجات است . زيرا اخبار و حكايات و تجربه گواهند بر اينكه هر كه بر خدا توكَّل كرد و به سوى او منقطع شد خداوند امور و حاجات او را كفايت مىكند . و همان گونه كه نوشيدن آب سبب بر طرف شدن تشنگى مىگردد ، و خوردن طعام سبب دفع گرسنگى مىشود ، همچنين توكَّل سببى است كه مسبّب الاسباب براى بر آمدن حاجات و مقاصد و كفايت امور و مهمّات مرتّب ساخته است . و نشانهء حصول توكَّل اين است كه دل او مضطرب نشود و سكون و آرامش خود را به سبب فقدان اسباب نفع و پديد آمدن اسباب ضرر از دست ندهد . پس اگر سرمايه اش به دزدى رفت يا تجارتش زيان كرد ، يا يكى از امور او باز داشته شد و معوّق ماند ، راضى و خشنود باشد و آرامش و اطمينان خاطر وى متزلزل نگردد ، بلكه سكون و آرام دل او قبل و بعد از آن پديده يكسان باشد . زيرا كسى كه به چيزى آرام نگيرد از زوال آن نگران و مضطرب نشود ، و هر كه به سبب فقدان چيزى آشفته و پريشان گردد به وجود آن آرام دل و اطمينان خاطر يابد .