و فرمود : « كان رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم إذا ورد عليه أمر يسرّه ، قال : الحمد للَّه على هذه النّعمة ، و إذا ورد عليه أمر يغتمّ به ، قال : الحمد للَّه على كلّ حال » . « رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم را هر گاه امرى رخ مىنمود كه شادمان مىشد ، مىفرمود : خدا را بر اين نعمت شكر ، و چون امرى پيش مىآمد كه غمگين مىگشت ، مىفرمود : خدا را در هر حال شكر « . و فرمود : « در بامداد و شامگاه ده مرتبه بگو : اللَّهمّ ما أصبحت بى من نعمة أو عافية في دين أو دنيا ، فمنك وحدك لا شريك لك ، لك الحمد و لك الشّكر بها علىّ يا ربّ ، حتى ترضى و بعد الرّضا » « خدايا هر نعمت يا سلامتى كه در دين يا دنيا دارم از تست ، تو يكتا و بىشريكى ، پروردگارا ستايش و سپاس مر تورا براى آنچه به من دادى ، تا خشنود شوى و بعد از اين نيز » ، كه اگر چنين گويى ، سپاس نعمتهايى را كه خدا در آن روز و آن شب به تو داده گزارده اى « . و در روايتى آمده است كه : « نوح عليه السّلام هر بامداد اين را مىگفت ، و از اين رو بندهء شكور ( بسيار سپاسگزار ناميده شد » . و فرمود : « هر گاه يكى از شما نعمت خدا را به ياد آرد ، براى شكر خدا رخسار خود را بر خاك نهد ، و اگر سوار است فرود آيد و چهرهء خويش بر خاك گذارد ، و اگر از بيم خودنمائى و شهرت نتواند فرود آيد رخسار خود را بر كوههء ( بلندى ) زين گذارد ، و اگر نتواند صورت خود را بر كف دست نهد ، سپس خدا را بر نعمتى كه به او داده حمد كند » . روايت است كه : « ستور ( چهار پاى سوارى ) امام صادق عليه السّلام گم شد ، فرمود : اگر خدا آن را به من باز گرداند ، خدا را چنان كه سزاوار است سپاس مىگزارم ، راوى گويد : چندان نگذشت كه آن را آوردند ، فرمود : الحمد للَّه . شخصى گفت : قربانت گردم مگر نفرمودى حقّ شكر خدا را مىگزارم ؟ فرمود : مگر نشنيدى كه گفتم : الحمد للَّه ؟ « ( 1 ) و شكر به زبان براى اظهار رضا و خشنودى از خداست ، و از اين جهت به آن
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 301
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٣٠١
هامش
( 1 ) اين روايت را ، كه در نسخه هاى » جامع السعادات « اختلاف داشت ، با » اصول كافى « : ج 2 - باب شكر ، و با » وافى « : 3 - 324 - باب شكر ، تصحيح كرديم . .