تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
توكَّل كرده ( يعنى وكيل ) ، و در دلش براى غير او جائى نيست . امّا در آن اول توكل به كسب و اختيار و تكلَّف است ، و از توكل خود غافل نيست و به آن التفات دارد ، و بدينسان تنها به كسى كه بر او توكل كرده توجه ندارد . و اين مرتبه كمتر از اوّلى وقوع و دوام دارد . زيرا حصول آن فقط براى خواص است ، و نهايت دوام آن يكى دو روز است ، و با تدبيرات منافات دارد ، مگر تدبير پناه جستن به خدا و دعا و زارى نمودن ، همچون تدبير كودك در آويختن به مادر خود فقط . سوم - كه بالاترين درجات است ، اين است كه آدمى در حركات و سكنات خود در پيشگاه خدا مانند مرده باشد در دست مرده شوى ، يعنى خود را ميّت بيند و قدرت ازلى را حركت دهندهء خويش بداند چنان كه مرده شوى مرده را حركت مىدهد . چنين شخصى نفس خويش را تقويت كرده و به مرتبهء سوم از توحيد رسيده است . و فرق بين او و دوم اين است كه دومى دعا و تضرع را ترك نمىكند چنان كه كودك به مادر خود پناه مىبرد و فرياد مىكند و به دامن او مىآويزد و دنبالش مىرود ، ولى اين چه بسا دعا و سؤال را از راه وثوق به كرم و عنايت خدا رها كند ، و اين مانند كودكى است كه مىداند اگر مادر را نخواند مادر او را مىجويد ، و اگر به دامن مادر نياويزد مادر او را در آغوش مىكشد ، و اگر شير نخواهد به او مىدهد . و از اين گونه است توكل إبراهيم خليل عليه السّلام هنگامى كه در منجنيق نهاده شد تا به آتش افكنده شود ، و روح الامين به او اشاره نمود كه نجات و خلاصى خود را از خداى سبحان بخواه . گفت : « علم او به حال من از سؤالم بسنده است » . امّا اين كمياب است و به ندرت اتفاق مىافتد ، و آن مرتبهء صدّيقان است و هر گاه يافت شود دوامش بيش از زردى از ترس يا سرخى از شرم نيست ، و آن مادامى كه باقى است منافى تدبيرات است ، زيرا صاحب آن همچون مبهوت و حيران است . امّا توكل بنده بر خدا گاهى در همهء امور خود است ، و گاهى در بعضى از آنهاست . و درجات آن به حسب بيشى و كمى امور كسى كه در آنها توكل مىكند مختلف است . امام كاظم عليه السّلام دربارهء اين قول خداى تعالى : « وَمَن يَتَوَكَّل عَلَى الله فَهُوَ حَسبُه » 65 : 3 ( طلاق ، 3 )