تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
جامهء ذلَّت و خوارى مىپوشانم ، و او را از درگاه قرب خود مىرانم و دور مىكنم ، آيا در سختيها و شدائد به غير من اميدوار است و حال آنكه شدائد به دست من است ؟ و در خانهء غير مرا مىكوبد با آنكه كليد همهء درهاى بسته نزد من است ؟ و در خانه من براى هر كه مرا بخواند باز است ، پس كيست كه در بلاها و گرفتاريها به من اميد داشته باشد و من او را به آن واگذارم ؟ و كيست كه در كار بزرگى به من اميدوار گشته و من اميدش را قطع كرده باشم ؟ آرزوهاى بندگانم را در نزد خود محفوظ مىدارم ، امّا آنها به نگاهداشت من راضى نشدند ، آسمانها را از كسانى كه از تسبيح من خسته و ملول نمىشوند پر كردم ، و آنان را فرمودم كه درها را ميان من و بندگانم نبندند ، ولى بندگان به قول من اعتماد نكردند ، آيا كسى كه بلائى از بلاهاى من بر او وارد شود نمىداند كه جز من و به اذن من كسى آن را از او برنمىدارد ؟ پس چرا از من رو گردان است ؟ به جود خود آنچه را سؤال نكرده به او مىدهم ، سپس آن را از او مىگيرم و او باز گرداندن آن را از من نمىخواهد و از غير من مىخواهد ، آيا نمىبيند كه من پيش از سؤال كردن عطا مىكنم ؟ پس آيا وقتى از من سؤال كرد به سائل خود پاسخ نمىگويم ؟ آيا من بخيلم و بنده‌ام مرا بخيل مىداند ؟ يا جود و كردم ندارم ؟ يا عفو و رحمت در دست من نيست ؟ يا من محلّ آرزوها و اميدها نيستم ؟ چه كسى جز من مىتواند آنها را قطع كند ؟ آيا اميدواران نمىترسند كه به غير من اميد دارند ؟ اگر همهء اهل آسمانها و زمينم به من اميدوار باشند ، و هر يك از آنها را به اندازه اى كه همه اميد دارند بدهم به قدر ذرّه اى از مملكتم كم نمىشود ، و چگونه كم شود مملكتى كه من سرپرست آن هستم ؟ پس بدا به حال نوميدان از رحمت من و بدا به حال كسانى كه مرا نافرمانى كنند و پرواى من ندارند « ( 1 )
هامش
( 1 ) اين احاديث را با » اصول كافى « : ج 2 ، باب واگذاردن امور به خدا و توكل بر او ، و با » بحار « : باب توكَّل و تفويض و رضا : مج 15 : 2 - 153 چاپ امين الضرب تصحيح كرديم . علامهء مجلسى - قدس سره - در جاى مذكور ، در حديث پنجم ، تحقيقى دقيق و بيانى لطيف دارد كه ذكر آن در اينجا نمىگنجد ، هر كه بخواهد مىتواند به آنجا مراجعه كند . .
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 281 | ملا محمد مهدي النراقي / دكتر سيد جلال الدين مجتبوي