و همان گونه كه عبادات امورى است كه خداى تعالى بندگان خود را به كوشش در آنها امر كرده ، تا بدان وسيله براى ايشان تقرّب به او و سعادتهاى خانهء آخرت حاصل شود ، همچنين طلب روزى حلال و دفع ضرر و بيمارى از خود و اهل و عيال امورى است كه خداى تعالى آنان را امر فرموده ، تا بواسطهء آنها به عبادات و آنچه به تقرب و سعادت رهنمون است دست يازند . و ليكن خداى سبحان آنان را همچنين مكلَّف ساخته كه جز به او اطمينان نكنند و به اسباب اعتماد ننمايند ، همچنانكه تكليف فرموده است كه بر اعمال نيك خود تكيه و توكل نكنند ، بلكه بر فضل و رحمت او تكيه نمايند .
پس معنى توكلى كه در شريعت به آن امر شده است : اعتماد قلبى بر خدا در همهء امور ، و بريدن و انقطاع از غير اوست . و منافاتى با تحصيل اسباب وقتى آدمى به آنها اطمينان نيابد ندارد بلكه آرامش وى بايد به خداى سبحان باشد نه به اسباب و در نفس خود روا بداند كه خدا مطلوب او را از آنجا كه گمان ندارد مىرساند نه اسبابى كه خود آنها را تحصيل كرده ، و باور داشته باشد كه ممكن است خدا اين اسباب را از مسبّبات آنها قطع كند .
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 286
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٢٨٦