تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١

فصل 45 نشانه هاى دوستى خدا

دوستى بنده مر خداى را - سبحانه - علاماتى است : اول - اينكه لقاء او را بطريق مشاهده و رؤيت در دار السلام ( سراى سلامت ، بهشت ) دوست داشته باشد و اگر اين ديدار بر مردن موقوف باشد مرگ را دوست دارد و آن را آرزو كند ، زيرا هر كه چيزى را دوست دارد لقاء و وصال او را نيز دوست دارد ، و چگونه بر محب گران و ناخوش آيد كه از وطن خود به جايگاه محبوب خويش سفر كند تا از نعمت مشاهده او برخوردار گردد ، و از اين رو حذيفه هنگام مرگ خود گفت : « دوست بموقع نيازمندى آمد ، امروز كسى كه پشيمان گردد رستگار نشود » . يكى از بزرگان گفته است : « مرگ را جز صاحب شك كراهت ندارد ، زيرا دوست در هيچ حالى ديدار دوست را مكروه نمىدارد » . امّا كسى كه مرگ را كراهت دارد ، اگر كراهتش براى حبّ دنيا و تأسف بر جدايى و ترك اهل و اولاد و اموال است ، و اين حبّ دنيا و تأسّف بر جدايى از آن به حدّ كمال باشد ، به طورى كه مرگ را دوست ندارد و دلش اصلا از لقاء خداى تعالى به سبب آنچه بر آن مترتّب است ( يعنى مرگ و فراق دنيا ) شاد نباشد ، و در دل او مطلقا شوقى به او نيابد ، شكَّى نيست در اينكه چنين كراهتى منافى اصل محبّت و از مرتبه دوستى خدا دور است . و اگر حبّ دنيا در اين حد نباشد ، به نحوى كه در دل خود ميلى به آنچه از لقاء الهى بر مرگ مترتّب است نيابد بلكه دوستدار دنيا باشد ليكن في الجمله شوقى به لقاء خداى تعالى نيز داشته باشد ، يا