جسم نيست ، مانند علم و قدرت و اراده و امثال اينها ، كه براى معرفت و ادراك آنها نيز دو مرتبه هست : يكى همان اوّلى ( يعنى صورتى كه در خيال بود و آن معرفتى است كه در دنيا حاصل مىشود ) ، و دوّم : كمال آن ( يعنى صورتى كه بعد از گشودن چشم ديده مىشود و مخصوص آخرت است ) ، و تفاوت بين اين دو در زيادتى كشف و ظهور است كه بين صورت خيالى و صورت مرئى وجود دارد . پس مرتبه دومى نسبت به اوّلى لقاء و مشاهده و رؤيت ناميده مىشود ، و اين نامگذارى درست است ، زيرا رؤيت را براى آنكه غايت ظهور است رؤيت گويند ، و همان گونه كه جريان سنّت خدا اين است كه برهم نهادن پلكها مانع از تمام كشف و ظهور يعنى رؤيت در صورتهاى خيالى است ، همچنين سنّت او اين است كه مادامى كه نفس در پرده بدن و گرفتار عوارض و شهوات آن است ، براى او تمام كشف كه همان مشاهده و لقاء در معلومات بيرون از خيال است حاصل نشود ، و چون به مرگ پرده بدن برداشته شد و نفس رهائى يافت ، از تيرگيهاى دنيا بكلَّى پاك نشده ، بلكه تا اندازه اى به آن آلوده است ، و ليكن نفوس آدميان از اين جهت مختلفند : بعضى پليدى و زنگار دارند مانند آيينه اى كه به سبب طول تراكم پليدى جوهرش تباه شده ، و ديگر قابل اصلاح و صيقل خوردن نيست ، و اينها تا ابد از لقاء پروردگارشان محجوبند ، از اين حال به خدا پناه مىبريم .
و بعضى به اين حد از زنگار نرسيده و بر دلشان مهر زده نشده و از قابليت پاك و صيقلى شدن بيرون نرفتهاند ، و اين نفوس در درجات و مراتب نامتناهىاند ، زيرا نفوس آلوده به كدورتها را بين زنگار و تزكيه تامّ و تجرّد كلَّى كه در آن هيچ شائبه اى از تيرگيها نباشد در واقع ميدان وسيعى است ، و اين نفوس كه به درجات و مراتب نامتناهى آلوده شدهاند نيازمند تطهيرند تا آماده مشاهده و لقاء به سبب تجلَّى حقّ شوند . و تطهير آنها به نوعى عقوبت اخروى است ، و آن نيز مانند مراتب آلودگى درجات بىشمار دارد ، آغاز آن بيهوشى مرگ و آخر آن دخول در آتش دوزخ است ، و ميان آن دو عقوبتهاى برزخى و انواع أهوال قيامت است ، و هر نفسى ناگزير عقوبتى دارد تا از كدورتها پاك شود : بعضى به مجرّد سكرات مرگ و سخت جان كندن پاك مىشوند ، و بعضى به آن و به برخى از عقوبتهاى برزخ تطهير خواهند
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 205
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٢٠٥