و اين محبّت نهايت درجات عشق و غايت كمالى است كه براى نوع انسان مىتوان تصور كرد ، و اوج مقامات و اصلان و غايت مراتب كاملان همين است ، و هيچ مقامى بعد از آن نيست مگر اينكه ثمره اى از ثمرات آن است ، مانند انس و رضا و توحيد ، و هيچ مقامى پيش از آن نيست مگر مقدّمه اى از مقدّمات آن است ، مثل صبر و زهد و ديگر مقامات . و اين عشقى است كه عرفاء و اهل ذوق در ستايش آن افراط نمودهاند ، و به نثر و نظم در مدح و ثناى آن مبالغه كردهاند ، و آن را غايت اتحاد و كمال مطلق دانستهاند كه بجز آن كمالى و به غير آن سعادتى نيست ، چنان كه يكى از ايشان گفته است :
عشق است هر چه هست بگفتيم و گفتهاند عشقت به وصل دوست رساند به ضرب دست
و ديگرى گفته :
جز محبّت هر چه بر دم سود در محشر نداشت دين و دانش عرض كردم كس به چيزى بر نداشت