تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
و مىفرمايد : « انّى جاعِل فِى الارضِ خَليفَةً » 2 : 30 ( بقره ، 30 ) « من در زمين جانشينى قرار مىدهم » . و آدم سزاوار خليفة اللَّهى نيست مگر به آن مناسبت ، و به همين مناسبت است كه بنده از همگان مىبرد و به پروردگار خود رو مىآورد ، و هنگام گرفتارى به بلا و مصيبت او را مىشناسد و به او توجه مىكند . امّا اين مناسبت ظهور تام نمىيابد مگر اينكه بعد از اداى واجبات بر نوافل و مستحبّات مواظبت شود . چنان كه در حديث قدسى فرموده است : « لا يزال العبد يتقرّب إلى بالنّوافل حتّى أحبّه ، فاذا أحببته كنت سمعه الَّذى يسمع به ، و بصره الَّذى يبصر به ، و لسانه الَّذى ينطق به » « بنده بواسطه نوافل و مستحبّات پيوسته به من تقرّب مىجويد تا به جايى رسد كه من او را دوست مىگيرم و چون به مرتبه دوستى من رسيد شنيدن و ديدن و گفتن او به من باشد » . و اين موضعى است كه گامها در آن لغزيده است تا جايى كه گروهى به تشبيه صورت ظاهر و گروهى ديگر به حلول و اتحاد افتاده‌اند ، و اهل حق كه محال بودن تشبيه و اتحاد بر ايشان مكشوف شده است ، و فساد دو طرف تفريط و افراط را دانسته‌اند ، و حقيقت و سرّ مطلب بر ايشان روشن گشته است ، و اين مناسبت را شناخته و بر آن پايدارى نموده‌اند : كماند . و امّا مناسبت ظاهرى كه ميان بنده و پروردگار اوست همانا قرب بنده است به خدا در صفات ربوبى و اخلاق الهى : مانند علم و نيكى و نيكوكارى و لطف و رساندن خير و رحمت به خلق ، و ارشاد ايشان به حق . . . و امثال اينها از صفات الهى ، و از اين رو گفته‌اند : « به اخلاق الهى خو گيريد » . و شكَّى نيست كه همه اينها بنده را به خدا نزديك مىسازد ، و او را در خور اين تقرب مىگرداند . و امّا علَّيّت و معلوليّت ، امر در آن آشكار است و نيازى به بيان ندارد ، و باقى اسباب ضعيف و نادر است كه درباره خداى - سبحانه و تعالى - نقص است . و از آنچه گفته شد معلوم است كه : همه اسباب محبّت در حقّ خداى تعالى به حقيقت نه مجاز و به اعلى مراتب آن متحقّق است . امّا هر كه مخلوقى را به سبب يكى از اين اسباب دوست دارد تصور مىكند كه غير او را به واسطه مشاركت وى
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 184 | ملا محمد مهدي النراقي / دكتر سيد جلال الدين مجتبوي