در آن سبب دوست دارد . و هيچ يك از مخلوقات به وصف محبوب بودن متّصف نمىشود مگر اينكه براى او شريكى در آن يافت مىشود ، و اشتراك موجب نقصان محبّت است . و خداى سبحان در اوصاف كمال و جمال شريك و انباز ندارد ، نه در هستى و نه در امكان ، لا جرم در محبّت او شركتى نيست ، و نقصان در اين دوستى راه ندارد ، همچنانكه شركت و نقصان در اوصاف كمال او راه ندارد ، پس او سزاوار كمال محبّت است و متعلق محبّتى جز او نيست ، و ليكن اين مرتبه اى است كه جز عارفان اولياء و دوستان او نمىشناسند ، چنان كه حضرت سيّد الشهداء عليه السّلام در دعاى عرفه مىگويد : « و أنت الَّذى ازلت الاغيار عن قلوب أحبائك ، حتّى لم يحّبوا سواك ، و لم يلجأوا إلى غيرك »
« توئى كه از دل دوستانت توجه اغيار را محو كردى تا غير تو را دوست نداشته و جز درگاهت به جائى پناه نبرند » .
تكميل شهود كامل آخرين درجه عشق است
بزرگان حكمت و فلسفه تصريح كردهاند كه : ميان اشياء مختلف ممكن نيست كه همانندى و دمسازى و الفت يافتن كامل حاصل شود مگر اينكه ميان آنها اتحاد و محبّت پديد آيد ، و امّا اشياء همسان و مشابه به يكديگر مشتاق و از يكديگر شادمانند ، و ميان آنها الفت گرفتن و دوستى و وحدت و اتحاد حاصل است .
توضيح آنكه : جواهر بسيط به سبب تشابه و هماننديشان به يكديگر مشتاقند و ميان آنها دمسازى و الفت تام و يگانگى حقيقى در ذوات و حقايق حاصل است ، به طورى كه اختلاف و تغاير ( غير همديگر بودن ) از آنها برداشته مىشود ، زيرا تغاير از لوازم ماديات است . و امّا مادّيّات ممكن نيست ميان آنها اين الفت يافتن و يگانه شدن پديد آيد ، و اگر ميان آنها الفت و شوقى حاصل شود تنها به واسطه برخورد و تلاقى سطحى است نه در حقايق و ذوات ، و چنين ملاقاتى ممكن نيست به درجه اتّحاد و اتّصال برسد ، و بنا بر اين بين آنها جدايى و انفصال هست . پس جوهر
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 185
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص١٨٥